تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
شما مىبينيد كه از يك نطفه جنين به وجود مىآيد ، بعد جنين متولد مىشود و بچه رشد مىكند و مىبالد . شما مىگوييد اينها براى اين است كه طبيعت قصد دارد كه اين نطفه ، مردى قوى و نيرومند بشود . خوب ، بعدش را هم نگاه كنيد كه همين موجود رو به ذبول و لاغرى مىرود ، لاغرى و از ميان رفتن قوا و نيروها و بعد كرى و كورى و افتادن دندانها و زمينگير شدن :
عند الثّمانين و بولفتها * قد أحوجت سمعى إلى التّرجمان
و بعد به حالتى درمىآيد كه يك موجود ناقص و وامانده‌اى در گوشه‌اى افتاده است . اين هم به صورت نظام در طبيعت وجود دارد . آيا مىتوانيد بگوييد طبيعت در اينجا هم هدف دارد ؟ اگر بگوييد هدف دارد ، ديديد كه هدفش نقص است ؛ و تناقص - نقص و عدم - كه نمىتواند هدف طبيعت باشد . پس آن كمال هم هدف طبيعت نيست . اگر صرف نظام داشتن را دليل بر هدف داشتن طبيعت بگيريم ، ما در طبيعت دو نظام در كنار يكديگر داريم : نظام سامان دادن و نظام پراكندن . طبيعت از يك طرف مىدوزد و از طرف ديگر پاره مىكند . اگر دوختن را بگوييد هدف طبيعت است ، پاره كردن را كه نمىتوانيد هدف طبيعت بدانيد . پس بنابراين وجود نظام دليل بر غايت داشتن طبيعت نيست .

دليل ديگر بر نفى غائيت

قالوا : كيف يكون الطبيعة فاعلة لأجل شيء و الطبيعة الواحدة يختلف افعالها لاختلاف المواد كالحرارة يحل شيئا كالشمع و تعقد شيئا كالبيض و الملح و من العجايب ان يكون الحرارة تفعل الاحراق لأجل شىء بل انما يلزمها ذلك بالضرورة لان المادة به حال يجب لها فيها عند مماسة الحارّ الاحتراق . فكذلك حكم ساير قوى الطبيعيّة . مىگويند : طبيعت واحد در موادّ مختلف دو گونه عمل مىكند و از اين نحوه عمل معلوم مىشود كه طبيعت غايت مشخص ندارد ؛ اگر غايت مشخص داشت دو گونه عمل نمىكرد و هميشه به سوى همان غايت حركت مىكرد . طبيعت اگر هدف داشته باشد بايد به هر ماده‌اى كه برسد هدف خودش را جستجو كند و احيانا اگر در آن ماده
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 423 | مرتضى مطهرى