تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
نيامده‌اند ولى بعد كه عناصر به وجود آمدند ( برعكس آنچه كه به ذيمقراطيس منسوب است ) آنچه كه از تركيب اشياء به وجود آمده است مثل معدنيات ، نباتات ، حيوانات ، انسان ، اينها كائن به اتفاق‌اند ؛ يعنى اين مركّبات كه به وجود آمده‌اند مقصود طبيعت نبوده‌اند ، بلكه يك تصادماتى سبب به وجود آمدن آنها در اين جهان شده است . شيخ مىگويد حرف انباذقلس و پيروانش در توجيه اشياء ، اتفاق محض نيست ، تركيبى است از اتفاق و ضرورت . حرفشان اين است كه : ماده به اتفاق پيدا مىشود و تصور آن ماده به صورت به حكم ضرورت حاصل مىشود . نه حصول آن ماده براى يك غايتى است و نه صورت پذيرى آن ماده صورت خاصى را روى غايت و هدفى است . مثلًا ما مىگوييم دندانهاى ثنايا براى اين تيز شده‌اند كه ببرند و قطع كنند و دندانهاى كرسى براى اين پهن شده‌اند كه نرم كنند ؛ مىگوييم طبيعت اين دندانها را براى همين كار به اين صورت ساخته است ؛ يعنى اين اثرى كه الآن بر دندانهاى ثنايا و دندانهاى آسيا بار است كه متناسب با ساختمان اين دندانهاست ، اصلًا آنها براى اين هدف و غايت اين جور ساخته شده‌اند . او مىگويد نه ، اينطور نيست ؛ اينجا يك ماده‌اى است ( بنا بر آنچه قدما تعبير مىكردند ) و يك صورتى . ماده عبارت است از آن عناصرى كه دندانها از آنها به وجود آمده است ، مثلًا مادهء آهكى كه اينجا هست . حصول اين مادهء آهكى در اينجا به حسب اتفاق است . يك جريانهاى اتفاقى منجر شده به اينكه يك مادهء آهكى در اينجا پيدا شود . اما چطور شد كه دندانهاى جلو به صورت پهن در نيامد و دندانهاى عقب به صورت تيز در نيامد ؟ مىگويند اين به واسطهء آن است كه ماده گاهى در شرايطى قرار مىگيرد كه براى او امكان ندارد جز يك صورت خاص را بپذيرد ، ضرورت اقتضا مىكند كه اين صورت خاص را پيدا كند ، ولى وقتى كه اين صورت را پيدا كرد خودبه‌خود با آن چيزى كه ما هدف مىپنداريم تناسب پيدا مىكند ، نه اينكه يك حسابى در كار بوده كه اين مواد مخصوص در اين نقطهء معين از بدن اجتماع كنند و بعد هم به آنها اين صورت مخصوص را بدهند براى اين هدفى كه ما فكر مىكنيم ، يعنى براى اين كارى كه الآن از آن ساخته است ؛ نه ، اينطور نيست . اما آنها به چه دليل اين حرف را زده‌اند ؟