تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
شيخ مىگويد در ذات واجب كارى نداريم ( كه انگيزهء زائد بر ذات نمىتواند باشد ) و نيز به موجودات بلاشعور كارى نداريم ولى در مورد انسان كه فاعل بالشعور و بالقصد است حتماً غرض وجود دارد . برخى پيرو مكتب اصالة اللذّه هستند يعنى معتقدند كه انسان هر كارى را براى خودش انجام مىدهد ، براى اينكه لذت ببرد . عدّه‌اى ديگر منكر اين مطلب شده و مىگويند ممكن است انسان كارى كند كه لذّتى به غير برسد و يا المى از غير رفع شود . امّا مكتب سومى هم وجود دارد كه مىگويد : اگر مقصود از اصالةاللذّه اين است كه انسان هر كارى را كه انجام مىدهد براى اين انجام مىدهد كه مستقيما از اين كار خودش لذّت ببرد ، ما اين را قبول نداريم ، ولى اگر حوزهء لذت را بالا ببرد و بگويد نه ، ممكن است انسان كارى كند كه ديگرى لذّت ببرد منتها لذّت مىبرد از اينكه ديگرى لذّت ببرد و . . . ، ما اين را قبول داريم . آنگاه مراتب زير را مىتوان تشخيص داد : 1 . انسان پايين طورى است كه فقط لذّت مىبرد از كارى كه مستقيما براى خودش منفعت دارد . . . ( مرحلهء حيوان ) 2 . لذّت بردن از لذّت‌برى ديگرى و . . . ( مرحلهء فوق حيوان ) 3 . لذّت بردن از متألّم شدن غير و متألّم شدن از لذّت بردن غير كه ديگر در حيوان اين گونه عقده‌ها وجود ندارد . شخص حسود الم و دردش اين است كه چرا به ديگرى خير رسيده است . ( مرحلهء دون حيوان )

مسألهء فعل اخلاقى

بحثى مطرح است كه معيار در فعل اخلاقى چيست ؟ معيارهاى بسيارى گفته‌اند . حرف معروفى است از كانت كه گفته است : فعل اخلاقى آن است كه مشروط نباشد و فعل غيراخلاقى فعلى است كه مشروط باشد . هنگامى كه يك فعل را فاعل انجام مىدهد در صورتى كه فلان شئ بر آن مترتب شود و گرنه ، نه ؛ اين همان مشروط بودن به غرض است . حتّى آن سلسله افعالى كه به ظاهر اخلاقى است در صورتى كه مشروط باشد ديگر اخلاقى نيست . مثلًا اگر احسان كند براى اينكه او را مدح كنند يا تظاهر به جود كند تا متّصف به صفت احسان شود يا خير را براى كسب فضيلتى انجام دهد . . . فعل او اخلاقى نيست . منتها شيخ مىگويد امكان ندارد كه فعل انسان معلّل نباشد . امّا