صدرالمتألّهين مطلبى گفته كه ظاهرا اين نكته را قبل از او كسى نگفته است .
مىگويد حمل بر دو قسم است .
قضيّهء حمليّه جايى است كه رابطهء « است » بين دو چيز برقرار مىكنيم . ملّاصدرا نگفته قضيهء حمليه بر دو قسم است ، بلكه مىگويد اساساً خود حمل بر دو قسم است .
البته براى قضيهء حمليه تقسيماتى است : شخصيه ، جزئيه ، كليه ( به اعتبار موضوع ) ؛ سالبه ، موجبه ( به اعتبار ايجاب و سلب رابطه ) . مىگويد يك تقسيم هم هست به اعتبار خود حمل : حمل اوّلى ذاتى و حمل شايع صناعى .
حمل اوّلى ذاتى : در اين حمل اگر به فرض محال ماهيّت از وجود جدا هم بشود باز اين حمل در آن صادق است . وقتى مىگوييم : « الف » ماهو ؟ يعنى اوّل ببينيم خودش چيست ، بعد حكمى بدهيم كه آن چگونه چيزى است . مثلًا انسان عالم است ، كاتب است ، ميرنده است ، ولى هيچكدام از اينها جزء چيستى او نيست . اوّل بايد ببينيم انسان چيست تا بعد بگوييم آن چيز ميرنده است ، عالم است يا نيست . حمل شايع صناعى در مرتبهء بعد از حمل اوّلى پيش مىآيد .
مثال : اگر بگوييم « مثلّث شكلى است كه مجموع زواياى آن مساوى دو قائمه است » اين ، بيان چيستى مثلّث نيست ، اين همان حمل شايع صناعى است ؛ بايد گفت مثلّث سطحى است محدود به سه ضلع .
اكثر چيزهايى كه به حمل اوّلى ذاتى درست است به حمل شايع صناعى هم درست است [ ولى در پارهاى موارد شىء به حمل شايع صناعى حكمى دارد مغاير با آنچه كه در حمل اوّلى گفته مىشود . ] مثال : مفهوم را تقسيم مىكنند به جزئى و كلى .
جزئى را تعريف مىكنند به : « الجزئىّ هو المفهوم الممتنع صدقه على كثيرين » ، اما اين با حمل شايع صناعى درست نيست زيرا مفهوم جزئى خودش يكى از كلّيّات عالم است و بر افراد كثير صدق مىكند : « الجزئىّ بالحمل الأوّلىّ جزئىّ » ولى « الجزئىّ بالحمل الشايع الصناعى كلىّ » .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 266
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٦٦