تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
« الماهية من حيث هى موجودة » و « الماهية من حيث هى معدومة ( ليست بموجودة ) » ايندو نقيضين نيستند ، پس رفع هر دو رفع نقيضين نيست . ممكن است كسى بگويد اينها در حكم نقيضين هستند . مىگوييم درست است كه وجود و عدم ، يا وحدت و كثرت در حكم نقيضين‌اند ، امّا ما مىگوييم « وحدت من حيث هى » و « كثرت من حيث هى » ايندو حتى در حكم نقيضين هم نيستند و اين است كه ما مىگوييم ماهيّت اين هر دو را ندارد . مثلًا ببينيد ، زيد غنايى كه ناشى از ذاتش باشد ندارد ، فقر عين ذات هم ندارد . اينها ضدّينى هستند كه شقّ سوم يا بيشتر دارند يعنى مثلًا فقر غيرذاتى و غناى غيرذاتى . « در حكم نقيضين » به موردى اطلاق مىشود كه ضدّين شقّ ثالثى نداشته باشند . سؤال : تفاوت « سلب الربط » و « ربط السلب » چيست ؟ پاسخ : سلب الربط همان سالبه است ، ربط السلب معدوله است .

تقسيم قضايا به اعتبار موضوع

در منطق براى قضايا به اعتبارات مختلف تقسيماتى شده است . يكى از آنها تقسيم قضيه است به اعتبار موضوع آن به قضيهء : مهمله ، طبيعيّه ، محصوره و شخصيّه . اگر موضوع قضيه شخصى باشد آن قضيه را « قضيّهء شخصيّه » مىنامند . قضاياى شخصيه در علوم مورد استفاده ندارد ، و امّا اينكه برخى قضاياى جزئيه از مبادى علوم قرار مىگيرند بحث ديگرى است . قضاياى شخصيه در هيچ علمى جزء مسائل آن علم قرار ندارد .

دو اعتبار آلى و استقلالى

اگر موضوع قضيه كلّى باشد مىگويند طبيعت كلّى بر دو نوع موضوع قضيه قرار مىگيرد : يكى اينكه « كلّى » را كه موضوع قضيّه قرار مىدهيم مانند يك مرآت و آئينهء افراد مىبينيم . صورت ديگر آن است كه وقتى به « كلّى » نظر مىكنيم آن را آئينه و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 269 | مرتضى مطهرى