تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
زياد و شديد هست در عين حال شخصيّت افراد محو نمىشود و وجود خواهد داشت .

مسألهء انسانيّت اخلاقى

مسألهء ديگر ، سخن برخى مكتبهاى اخلاقى جديد است كه مىگويند : هدف بايد « بشريّت كلّى » باشد ، خدمت به انسانيّت كلّى [ غايت افعال اخلاقى بشر است ] زيرا افراد مىميرند و از بين مىروند ، اين انسان كلّى است كه نمىميرد و جاويد است . اين مسأله به بحث كلّى و جزئى مربوط مىشود .

تحقيق در معناى طبيعى

تمام صفاتى كه بر ماهيّت حمل مىشود ولو از لوازم ذات ماهيّت باشد ، عارض بر ذات است . مثلًا اگر براى مثلّث لازم لاينفكّى داشته باشيم باز هم خود مثلّث چيزى است و اين لازم لاينفك چيز ديگرى كه براى خودش شيئيت ديگرى دارد . مثلًا لازم لاينفكّ مثلّث اين است كه مجموع زواياى آن برابر با دو قائمه باشد ، اما عليرغم اينكه اين خصوصيّت هيچگاه از مثلّث جدا شدنى نيست ولى ماهيّت مثلّث دو قائمه بودن نيست ؛ مثلًا اگر در جايى سه زاويه داشته باشيم كه مجموعا 180 درجه باشد لازم نيست كه آنجا حتماً مثلّث داشته باشيم . وجود هم همين طور است . مثلّث چه در ذهن و چه در خارج حتماً هميشه با وجود است ولى وجود داخل در ذات مثلّث نيست . و همين طور است وحدت يا كثرت و . . . پس اين است كه مىگويند : « الماهيّة ليست من حيث هى الّا هى » . شيخ مىگويد اين تعبير را به اين عبارت نگوييد كه : « الماهيّة من حيث هى ليست الّا هى » بلكه هميشه « ليس » را بر « حيث » مقدّم بداريد و نه بالعكس .