تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨

اشاره‌اى به رابطهء ماده و صورت

به عقيدهء اين حكما ماده و صورت [ نيز چنين رابطه‌اى دارند . ] البته صورت اعم از قوه است ، شامل صورت جسميه مىشود و شامل صورت نوعيه هم مىشود . صورت نوعيه مساوى با قوه است . صورت يعنى آن كه ملاك فعليت شىء است ، منتها در صورت نوعيه همان قوه است كه مناط فعليت شىء است در صورت جسميه . بنابراين رابطهء ماده و صورت همچنين رابطه‌اى است . كسى نمىتواند بگويد شما مىگوييد كه اين شىء مركّب از ماده و صورت است ؛ من الآن [ آن را ] مىشكنم ببينم كجايش ماده و كجايش صورت است ؟ و يا اين شىء را در لابراتوار تجزيه مىكنيم ، ماده‌اش را يك طرف مىريزيم ، صورتش را يك طرف . نه ، چنين نيست . اين ماده و صورت اگر وجود داشته باشد با برهان قابل اثبات است ؛ و اگر هم وجود نداشته باشد با برهان قابل نفى است . با اين حرفها نه اينها قابل اثبات است نه قابل نفى . با لابراتوار نه مىشود ثابت كرد تركّب جسم را از ماده و صورت و نه مىشود نفى كرد تركب جسم را از ماده و صورت ؛ فقط با برهان است كه مىشود ثابت كرد يا مىشود نفى كرد . خوب ، موجود كه تقسيم مىشود به جوهر و عرض ، شيخ مىگويد : « بنحوين » ؛ يعنى موجود از آن جهت كه داراى ماهيت است ، نه اينكه موجود قطع نظر از ماهيت . در واقع ماهيت موجود است كه اين تقسيم را مىپذيرد . موجود از آن نظر كه داراى ماهيت است منقسم مىشود به جوهر و عرض ؛ به اين تعبير كه موجود يا وجودش حلول دارد در محل مستقل ، يا حلول ندارد ؛ اگر حلول دارد عرض است و اگر حلول ندارد جوهر است .

اقسام جوهر

و اما جوهر به حسب فرض عقل پنج قسم فرض مىشود : يا نيازمند به ماده است در ذات و در فعل ( هر دو ) - يعنى « ذاتا » در اصل وجود و « فعلا » در فعاليت - [ و يا نيازمند نيست . به عبارت ديگر ] يا بىنياز از ماده است يا نيست . اگر بىنياز از ماده است اصطلاحا به او « عقل » مىگويند ( جوهر عقل ) و اما اگر بىنياز است در ذات و نيازمند