تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
درآمد ديگر كه فروگذاشت شده بيفزائيم مىتوان درآمد خزانهء شاه را به يكصد و چهل تا يكصد و شصت كرور فرانك « 1 » بالا برد . اين مبلغ به علت بزرگى هزينه‌هاى اخذ ماليات تقريبا دو برابر شده است و شاه مخارج نگاهدارى لشكريانش ، هزينهء خانه‌اش ، بخشش‌هاى خود را به زيردستانش كه شايستگى اين كار را يافته‌اند و انعام‌هائى كه اغلب قابل ملاحظه هستند از اين محل مىپردازد . اما دربارهء تأسيسات همگانى مانند مدرسه‌ها ، مسجدها ، قلعه‌ها ، قناتها و پلها هزينهء آنها اغلب به عهدهء شهرستان‌ها مىباشد و در نتيجه بدجورى از آنها نگهدارى مىشود . حكام جز آنكه مال بيندوزند انديشهء ديگرى ندارند خواه براى سود ويژهء خود باشد و خواه براى راضى كردن آزمندى بزرگان و غلامشاه‌ها يا كسانى كه فرمانهاى شاه را براى آنان مىآورند زيرا اينان هميشه يك دستمزد مناسبى دريافت مىدارند كه بستگى به اهميت مأموريتشان دارد و خيلى اوقات از پيش‌قرارش را گذاشته‌اند . « 2 » اگر مبلغى كه به خزانهء شاه واريز مىشود با مقايسه با وسعت و جمعيت ايران مبالغه‌آميز نيست در عوض پولى از خزانه مگر براى مخارج ضرورى خارج نمىشود و اين مخارج به نصف درآمد مىرسد . باقيماندهء آن را به شمش سنگهاى گرانبها و چيزهائى كه داراى ارزش بسيار هستند و بتوان آنها را هنگام پيشامدها جابجا
هامش
( 1 ) - اين حاصل اطلاعات ما خيلى نزديك به تخمين‌هائى است كه ( در جلد دوم صفحهء 443 ) مؤلف مسافرت‌نامهء سالهاى 1807 و 1808 و 1809 كرده و آقاى مالكم هم ( جلد دوم صفحهء 471 ) داده است . اما اين تخمين تقريبى به نظر ما قدرى زياد حساب شده است . در واقع اگر ما مجاز باشيم كه ميان دو كشور كه با همان اصول مذهبى و يك شكل حكومت اداره مىشود سنجشى كنيم به خوانندگان يادآورى مىكنيم كه پيش از لشكركشى فرانسويان به مصر ، جمع حساب « ميرى » يا خراج زمين‌ها در مصر را يك مسافر خيلى دقيق ( ولنى : مسافرت به مصر و شامات ؛ جلد اول ، صفحهء 204 ) به نود و دو تا صد كرور تخمين زده است ؛ درحالىكه امروزه مىدانيم در حقيقت از يك چهارم آن هم كمتر بوده است و درآمد خاص سلطان در 1797 بىآنكه ماليات را در نظر بگيريم به 699 ، 114 ، 4 فرانك و چهل و هفت سانتيم بوده است ( 2 ) - مسافرت‌هاى . شاردن ؛ جلد دوم ، صفحهء 201 ، چاپ لانگلس .
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 208 | پير آمده ژوبر / على قلى اعتماد مقدم