تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
به مقتضاى قواعد ديالكتيك ، ما هيچگاه نمىتوانيم و نخواهيم توانست يك مفهوم كلى يا ثابت يا مطلق تصور كنيم و يا تصديقى با اين اوصاف داشته باشيم و هر
شرح
دكتر ارانى در صفحهء 57 ماترياليسم ديالكتيك مىگويد : « ايستادن ( جمود و ثابت ماندن ) ، نسبى و محدود ولى حركت و تغيير ، دائمى و بىحد است » ، نهايت اين است كه قدما حركت فلك را مثال مىآوردند و ماديين حركت مطلق ماده را ؛ تنها اختلاف در بيان مثال است . از اين اشخاص بايد پرسيد آيا قوانينى كه به عنوان « اصول ديالكتيك » بيان مىكنيد مثل « اصل نفوذ ضدين » و « اصل تكاپوى طبيعت » آيا خود اين اصول را ما به عنوان قضاياى دائمى و هميشگى تلقى كنيم يا به عنوان قضاياى موقتى ؟ اگر دائمى هستند پس مدعاى ما ثابت شد و اگر دائمى نيستند پس اصول ديالكتيك بر فرض صحت ، صحت موقتى دارد و نمىتواند جهان و تمام طبيعت را ازلًا و ابداً توضيح و تشريح نمايد . نكته‌اى كه لازم است تذكر داده شود اين است كه دانشمندان ماترياليست آنجا كه مىخواهند حقايق دائمى را نفى كنند از دو راه وارد مىشوند ( البته خودشان اين دو را با هم مخلوط مىكنند ) يكى آنكه مىگويند چون تمام قضاياى ذهنى تصويرى از ارتباطات موجود در طبيعت است و آن ارتباطات دائماً در تغيير است پس هيچ قضيهء دائمى وجود ندارد و ما جواب اين مطلب را الآن داديم و گفتيم به اعتراف خود ماترياليستها در طبيعت نيز ( صرف نظر از ماوراء الطبيعه ) قضاياى دائمى وجود دارد . ديگر اينكه مىگويند « هر مفهومى جزئى از طبيعت و تحت تأثير تمام اجزاء طبيعت است و همراه ساير اجزاء دائما در تكاپو و تغيير و تحول است پس هيچ مفهوم ثابت و جامد وجود ندارد » و بنابراين خود تصويرى كه ما از ارتباطات متغير داريم نيز متغير است . و البته روى اصل اينكه روح هم مادى است و تمام خواص ماده را داراست بايد هم در باب مفاهيم ذهنى اينطور قائل شد ، ولى اينجا اين اشكال پيش مىآيد كه اگر مفاهيم و تصوراتى كه از روابط متغير طبيعت در ذهن پيدا مىشود مانند خود آن روابط متغير باشند پس هيچ قضيه‌اى در دو « آن » به يك حال در ذهن باقى نيست پس ما نسبت به يك لحظهء گذرنده از واقعيت خارجى نمىتوانيم در ذهن خود يك تصور باقى داشته باشيم كه آن تصور ذهنى يا قضيه در همهء آنات نسبت به حالت آن لحظهء خاص صادق