نارواست كه انسان با زبان و دهانى كه از خون دل پدر و مادر خود درست كرده همين كه به سخن در آمد صلب پدر و رحم مادر را دشنام داده و ناسزا گويد . اساسا دشنام و ناروا سرودن يك مرد ناقد و بحّاث عينا دعوى دانايى نمودن و گواه به نادانى آوردن است .
نكتهء 2
دانشمندانى كه فكر را مادى محض مىدانند و با تعبيرات مختلف « ساختهء مغز » ، « اثر فعل و انفعال جزء ماده و جزء مغز » ، « عكس العمل تأثير خارج در اعصاب و نخاع » ، « تبديل كميت به كيفيت » ، « عكسبردارى مغز از خارج » ، « ترشحات مغز »
شرح
مهاجرت نموده و چون علاوه بر عقايد فلسفى داراى آراء سياسى و اجتماعى و عقايد مذهبى خاصى نيز بوده ، در آنجا جمعيتى مركّب از زن و مرد تشكيل داد كه از آن جمله زن و سه دختر خودش بودند ولى موفقيتى حاصل نكرد و در يكى از شورشها و انقلابها كشته شد . افلاطون كه مسافرتى به ايتاليا نموده است عقايد اشتراكى خود را دربارهء ثروت و زن از فيثاغورس استفاده نموده و فلسفهء فيثاغورس براى اولين بار به وسيلهء افلاطون در يونان منتشر شد .
افلاطون (platon) در قرن پنجم قبل از ميلاد ، سال 427 تولد يافته و در سال 346 قبل از ميلاد در گذشته است . وى از نسل پادشاهان قديم يونان بوده و نسبش از طرف مادر نيز منتهى مىشود به « صولون » حكيم و مقنّن معروف يونان . افلاطون پس از تحصيل علوم مقدماتى و رياضيات و مقدارى فلسفه ، شاگردى سقراط نمود و تا آخر عمر سقراط در خدمتش بوده و ارادت كاملى نسبت به وى داشته .
مكتب فلسفى افلاطون يكى از معروفترين مكاتب فلسفى دنياست و محور عقايد فلسفى افلاطون اعتقاد به « مثل » است .
افلاطون بعد از مرگ سقراط به جهانگردى پرداخته ، به مصر و قيروان مسافرت كرده و به ايتاليا رفته فلسفهء فيثاغورس را آنجا فرا گرفته . افلاطون در فن نويسندگى توانا بوده و عقايد خاصى در سياست و طرز ادارهء اجتماع و تشكيل مدينهء فاضله داشته و معتقد بوده است كه ادارهء اجتماع بايد به وسيلهء حكما باشد و خودش براى عملى كردن اين منظور به جزيرهء سيسيل مسافرت كرد و لكن نتيجه نگرفت و در آنجا وى را