تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 747

مساهمون:

ص٧٤٧
سيب آغاز فعليت سيب مىباشد . پس مجموع امكان و فعليت سيب يك واحد متصل را تشكيل مىدهد و همچنين ميان تخم سيب ( صورتى كه به نوبهء خود ماده و امكان سيب را حفظ مىكند ) و امكان سيب نمىشود فاصلهء كم يا زياد وجودى يا عدمى فرض كرد زيرا فرض مزبور مستلزم اين است كه ماده بىصورت تحقق پذيرد و اين خود محال است . پس پايان وجود صورت تخم نيز آغاز وجود صورت سيب بوده و مجموع اين دو صورت يك واحد متصل و ممتد را تشكيل مىدهد و در نتيجه اثبات جدايى ميان صورى كه به تدريج روى ماده مىآيند و تكثر ميان آنها فرضى بيش نيست ، بلكه چنان كه در مقالهء 5 گذشت در عين اينكه اين صور از يكديگر جدا هستند يك واحد مىباشند .

اشكال

ممكن است به بيان گذشته اعتراض كرده و بگوييد كه بيان گذشته با آنچه علوم امروز تشخيص مىدهند وفق نمىدهد 1 زيرا دانشمندان
شرح
( 1 ) . سخن به اينجا رسيد كه ميان امكان و فعليت ، به عبارت ديگر ميان گذشته و آينده فاصله نيست ، تكثر صور تكثر واقعى نيست بلكه وهمى است و آنچه هست با آنچه خواهد بود متصل است و مجموعا يك واحد واقعيت را تشكيل مىدهند . در اينجا ممكن است از نظر علوم طبيعى امروز اشكالى به نظر برسد و آن اينكه اساس اين نظريه بر وحدت و اتصال است و در عصر جديد ، علوم نظريهء اتصال را مردود شناخته است . در مقدمهء مقاله گفته شد « ( * ) » كه از دورهء يونانيان اين مسأله ميان حكما مطرح بوده است كه حقيقت جسم چيست ؟ و جسم از چه تشكيل مىشود ؟ آنچه مسلّم است اين است كه ما در مقابل خود اجرامى مىبينيم كه محسوس و ملموس و داراى ابعاد سه گانهء طول و عرض و عمق مىباشند . آيا اين اجرام و اجسام همانطور كه به حس درمىآيند يك واحد واقعيت مىباشند يا چنين نيست و آنچه واقعيت دارد با آنچه به
هامش
( * ) [ قرار بوده اين مطلب در مقدمهء مقاله ذكر شود ولى از مقدمه فقط چند سطر نگارش يافته كه در پايان مقاله آورده شده است . ]