تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
در اين مثالها و صدها مثال ديگر اگر كنجكاوى كنيم خواهيم ديد حوادثى كه به آنها نام « اتفاق » و « اتفاقى » داده‌ايم ( در مثال 1 سرما و تأثير او ، در مثال 2 ملاقات دوست و گزارش آن ، در مثال 3 عيب كردن و لنگ شدن ماشين ، در مثال 4 حدوث جنگ جهانى و آثار آن ) نمىخواهيم بگوييم علت فاعلى نداشت و فعل بىفاعل به وجود آمده زيرا علت فاعلى هر يك از حوادث در مثالهاى مزبوره پهلوى خود حادثه معلوم است .
شرح
شده‌اند و آنها را از عقب مىرانند ؛ ولى بنابر اصل غائيت ، حوادث آينده نيز به نحوى دخالت دارند و مثل اين است كه از جلو ، اين حوادث را مىكشند . البته بنا بر قبول اصل غائيت ( كه چاره‌اى از قبولش نيست ) يك مسألهء ديگر پيدا مىشود و آن اينكه « آيا سلسلهء غايات ، متناهى است يا غير متناهى ؟ » و به عبارت ديگر « آيا همان طورى كه سلسلهء علل ( علل فاعلى ) منتهى مىشود به علت بالذات و علة العلل ، سلسلهء غايات نيز منتهى مىشود به غايت بالذات و غاية الغايات يا نه ؟ » و بنا بر فرض [ اول ] « آيا غاية الغايات همواره همراه همهء غايات [ متناهى ] است يا نه ؟ » حل اين مسأله را از مقالهء 14 بايد بخواهيم .

اصل تنظيم كننده

مطابق آنچه قبلًا گفتيم حقيقت غائيت متقوّم به اين است كه علت ، توجه به غايت داشته باشد و براى رسيدن به غايت ، راه و مسافتى را طى كند و وسيله را كه همان فعل و كار است به كار ببرد ، و گفتيم كه غائيت متقوّم به شعور و اطلاع فاعل از غايت نيست . در اينجا يك سؤال باقى مىماند و آن اين است كه : اگر فرض كنيم كه در طبيعت ، خاصيت ذاتى هر ماده‌اى توجه به غايت خاص است و همان توجه به غايت خاص ، حركت آن ماده را تنظيم و تعيين مىكند و آن را در جهت معين به حركت در مىآورد و آن ماده نيز همواره در همان جهت معين به حركت خويش ادامه مىدهد البته مطلب تمام است و حال آنكه آنچه در طبيعت مشاهده مىشود غير از اين است . در طبيعت ، انتظامات و توافقها و هماهنگيها بين اجزاء طبيعت ديده مىشود كه همواره منجر به