مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحه 653
مجاز نيست زيرا چنان كه در مقالهء 7 گفته شد « عدم » يك معنايى است كه ساختهء ذهن بوده و واقعيتى نسبى دارد ولى با فرض واقعيت براى آن ، حكمش همان است و بس ) و از همين جا نتيجه گرفته مىشود كه : « شئ در هر حال علت مىخواهد » ( و قانون عليت ما در بيانات خودمان اصل كلى عليت را از دو قانون ديگر فرعى كه آنها را به نام « قانون سنخيت » و « قانون جبر علّى و معلولى » مىخوانيم مجزا شناختيم ، ولى در بيانات بسيارى از دانشمندان اين تجزيه به عمل نيامده و همين عدم تجزيه به نوبهء خود موجب اشتباهات و سوء استنباطاتى شده است و احياناً ديده مىشود كه برخى از دانشمندان به قانون عليت حمله كردهاند و پس از دقت معلوم شده كه حملهء آنان به اصل كلى عليت نيست بلكه به يكى از دو قانون منشعب از اصل عليت يا به ساير قوانين منشعبه از آن است . هر چند دقت فلسفى ثابت مىكند كه انكار قانون سنخيت يا قانون جبر علّى و معلولى مستلزم انكار اصل كلى عليت است ولى تأمل در گفتار دانشمندانى كه اصل عليت را مورد حمله قرار دادهاند روشن مىكند كه نظر اين دانشمندان اعراض از اصل ارتباط و پيوستگى علّى و معلولى نيست ، بلكه منظور اعراض از نظام معين و مرتب علّى و معلولى است كه نتيجهء قانون سنخيت است يا منظورشان اعراض از عدم جواز انفكاك معلول از علت تامّه است كه مفاد قانون جبر علّى و معلولى است . مثلًا متكلمين آنجا كه مدعى مىشوند كه « موجود شاعر مريد ، فاعل آثار خويش است نه علت آنها » دو منظور دارند : يكى آنكه مىخواهند به اين وسيله نظريهء معروف حكما را در ترتيب صدور موجودات از ذات بارى كه نتيجهء قانون سنخيت است متزلزل سازند و ترتيب سببى و مسببى را انكار كنند و ارادهء ذات بارى را بلاواسطه در هر حادثهاى دخالت دهند ، و ديگر آنكه مىخواهند نظريهء ديگر حكما را داير به عدم تناهى بعد زمانى و لايتناهى بودن سلسلهء زمان و زمانيات كه از امتناع انفكاك معلول از علت تامّه نتيجه مىشود ابطال نمايند ، و گرنه آنان نيز معترفند كه فاعل ، وجود دهندهء فعل خويش است و مفهوم « عليت » هم چيزى جز اين نيست . همچنين در اظهارات بعضى از علماى فيزيك نو كه قانون عليت تخطئه مىشود ،