تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
3 . از نتيجهء دوم به دست مىآيد كه « اختيار » به معنايى كه انسان به نظر ساده و سطحى مىپذيرد تحقق ندارد . انسان به نظر سطحى تصور مىكند كه گاهى كه با چند كار مساوى روبروست مىتواند خود به خود يكى از آنها را انتخاب نموده و انجام دهد بدون اينكه صدور فعل ضرورت وجود پيدا كند يا مرجّحى به كار رود ، و از براى اثبات اين نظريهء دروغين يك رشته مواردى كه در آنها علت موجبه و مرجّحه
شرح
علت همانا موجود بودن است » و هر چيزى كه موجود است محتاج به علت و متكى به علت است و وجود موجودى كه متكى به علت نباشد محال است . اين نظريه متعلق به ماديين جديد است كه سلسلهء علل و معلولات را غير متناهى مىدانند و به وجود واجب الوجود و علة العلل قائل نيستند . اين نظريه درست نقطهء مقابل نظريهء آن دستهء ديگر از ماديين است كه وجود داشتن را منافى با معلوليت و مخلوقيت مىدانستند . اين نظريه در سخافت ، كمتر از آن نظريه نيست . دليل طرفداران اين نظريه اين است كه ما تاكنون هر چه ديده و حس كرده و تجربه نموده‌ايم وجود اشياء و حوادث را معلول عللى يافته‌ايم ؛ پس ، از اينجا مىفهميم كه موجود بودن ملازم با معلول بودن است . گمان نمىرود كه نقص اين استدلال محتاج به بيان باشد . اين دسته از ماديين براى اثبات اين منظور ، دانسته يا ندانسته گاهى مغلطهء خاصى به كار مىبرند و اظهار مىدارند كه اگر بنا بشود موجودى باشد كه معلول علتى نباشد لازم مىآيد كه وجود آن موجود به حسب صدفه و اتفاق واقع شده باشد و عقلا صدفه محال است . اين گروه از همين جهت يكى از ادّلهء خود را بر عدم وجود واجب الوجود ، امتناع صدفه قرار داده‌اند . مثلًا دكتر ارانى در جزوهء جبر و اختيار صفحهء 3 مىگويد : « نمىتوانيم تصور كنيم كه دنيا « ممكن » باشد زيرا در اين صورت لازم مىشود سلسلهء علت و معلولى خود را در جايى متوقف پنداريم و اين مخالف اصلى است كه فوقاً قبول نموده‌ايم زيرا بايد آن محل توقف را معلول بىعلت بدانيم و اين منطقاً محال است . . . » ! ايضاً در صفحهء 10 همان جزوه مىگويد : « مهمتر از همه اين است كه اعتقاد به « اتفاق » ما را مستقيماً وادار به ايمان به امور خارق العاده و اعجاز نموده مجبور به قبول خلقت از عدم و ساير اباطيل ديگر
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 656 | مرتضى مطهرى