استعاره 1 به دست مىآيد و در حقيقت ، عمل تشبيه به منزلهء يك معادله است كه در ميان مشبّه و مشبّهبه انجام مىگيرد كه با ملاحظهء خواص و اوصاف مشبه به احساسات درونى بيدار شده و يك سلسله معانى احساسى به سوى مشبه اضافه
شرح
( 1 ) . تشبيه و استعاره و تمثيل از اصطلاحات مخصوص علماى ادب در فن بلاغت است . در گفتگوهاى معمولى به مطلق بيان مشابهت بين چيزى و چيز ديگر « تشبيه » گفته مىشود ولى در اصطلاحات ادبى « تشبيه » فقط به موردى اطلاق مىشود كه هر دو طرف تشبيه ( مشبّه و مشبّه به ) در كلام ذكر شود .
در تشبيهات اگر كلماتى كه دلالت بر مشابهت مىكند از قبيل كلمات « چه » و « چون » و « مانند » و امثال اينها ( در زبان فارسى ) ذكر شود آن تشبيه « تشبيه ساده » تلقى مىشود مانند تشبيه مردم دانا به زر خالص و تشبيه اشراف زادگان نادان به سكهء تقلبى در اين شعر شيخ :وجود مردم دانا مثال زرّ طلاست * به هر كجا كه رود قدر و قيمتش دانند
بزرگزادهء نادان به شهر وا ماند * كه در ديار غريبش به هيچ نستانندو اگر اين كلمات از عبارت اسقاط شود آن تشبيه « تشبيه بليغ » خوانده مىشود مانند تشبيه امير سامانى به ماه و تشبيه بخارا به آسمان در اين شعر رودكى :مير ماه است و بخارا آسمان * ماه سوى آسمان آيد همىو اما اگر از دو طرف تشبيه فقط يكى ذكر شود مثل آنكه فقط به ذكر مشبه به قناعت شود و در موردى كه مىخواهيم حكمى را براى مشبه اثبات كنيم لفظ مشبه به را به جاى لفظ مشبه آورده و با آن لفظ « عاريتى » از مشبه تعبير كنيم اصطلاحا « استعاره » خوانده مىشود مانند تعبير از محبوب به ماه در اين شعر شيخ :ببند يك نفس اى آسمان دريچهء صبح * بر آفتاب كه امشب خوش است با قمرمو مانند تعبير از عالم تن و علائق جسمانى به زندان سكندر و تعبير از عالم معنويات به ملك سليمان در اين شعر خواجه :دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت * رخت بر بندم و تا ملك سليمان بروم