مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 227
چشم آميزش يافته و در نقطهء زرد مستقر مىگردد ، البته روشن است كه در وى خطا و صوابى نيست . پس از اين و در مرتبهء دوم قوهء ديگرى همين پديدهء مادى را ادراك مىكند و البته به همان نحو كه مستقر شده با خواص فيزيكى و هندسى وى ادراك مىكند و در ميان بن بست عجيب يا يك نكتهء مفيد و مهم ممكن است خوانندگان محترم از خود بپرسند چه چيزى موجب شده كه طرفداران ماترياليسم ديالكتيك در باب حقيقت و خطا اينطور نظريهها از قبيل نظريهء تغيير و تكامل مفاهيم و نظريهء اجتماع صحيح و غلط و امثال اينها را بدهند و حال آنكه با اندك تأمل بطلان اين نظريهها روشن است . ولى بايد دانست كه ماترياليسم ديالكتيك از لحاظ « اصول و مبانى اوليه » در وضعى قرار گرفته كه اگر اين دو نظريه را قبول نكند يعنى مفاهيم را غير متغير ، و صحيح و غلط را غير قابل جمع بداند در بن بست عجيبى قرار مىگيرد كه راه بيرون شدن ندارد زيرا : نخستين اصل و مبناى اوّلى اين فلسفه اصالت ماده على الاطلاق ( ماترياليسم ) و نفى ماوراء الطبيعه است . اصل دوم اين فلسفه اصل تجزّم ( دگماتيسم ) است . اين فلسفه براى آنكه از بحثهاى خود براى نفى ماوراء الطبيعه نتيجهء يقينى و قطعى بگيرد در مورد اين اصل از سيستمهاى فلسفهء نظرى و تعقلى پيروى مىنمايد و بر خلاف سيستمهاى فلسفهء حسى كه از اظهار جزم و يقين مطلق خوددارى مىكنند جزم و يقين را شعار خود قرار مىدهد . اصل سوم اين فلسفه اصل اصالت حس و تجربه ( امپيريسم - empirism ) است . ماترياليسم ديالكتيك منطق تعقلى را كه فلاسفهء عقلى به آن اعتماد مىكنند منكر است زيرا به حسب عقايد مخصوص به خود در باب روح و كيفيت پيدايش علوم و ادراكات ، « بديهيات اوليهء عقلانى » را - كه فلاسفهء عقلى براى آنها ارزش يقينى و ثابت قائل بودند و مدعى بودند تنها مسائلى را مىتوان يقينى خواند كه متكى به بديهيات اوليهء عقلانى باشد - نمىتواند بپذيرد ، بلكه عقيده دارد تنها منطق قابل اعتماد « منطق