تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
مىشوند ) و واقعيت خاصهء عضوى ، و در اين پديده هيچ گونه حكمى موجود نيست و در نتيجه صواب و خطايى نيز موجود نخواهد بود ؛ مثلًا چشم در اثر تماس ويژه‌اى كه با اجسام خارج مىگيرد اشعه‌اى وارد چشم شده و با خواص هندسى و فيزيكى
شرح
« در زندگى معمولى ، صحيح و غلط را كاملًا متضاد فرض نموده مقابل هم قرار مىدهند : يك چيز يا صحيح است يا غلط ، شقّ ثالث ندارد ، و حال آنكه مكتب ديالكتيك در هر يك از مراحل شناختن ، يك جزء صحيح و يك جزء غلط معتقد است . » در صفحهء 28 مىگويد : « در قرن گذشته مىگفتيم اتم جزء لايتجزّى و آخرين حد تجزيهء ماده است . اين ادعا هم صحيح و هم غلط بود ؛ صحيح بود زيرا اصول صنعت عظيم شيمى بر روى آن بنا شد . چطور مىتوان گفت چنين فرض غلط است ؟ اما در عين حال كه حقيقت دارد غلط هم هست زيرا در آن چيز كه « اتم » ناميده مىشد اجزاء ديگر يعنى الكترون و پوزيترون و نويترون و غيره پيدا شده . » اين گفته‌ها به قدرى بىارزش و بىاعتبار است كه قابل توجه كردن نيست . راستى شرم آور است پس از هزارها سال رنج و زحمت كه بشر در راه علم و فلسفه كشيده و موفقيتهايى كه در اين زمينه كسب كرده است تا آنها را به اين مرتبهء عالى رسانده است يك دسته پيدا شوند و به نام علم و فلسفه اينطور رطب و يا بس به هم ببافند و با كمال وقاحت خيالات پوچ خود را به عنوان عالىترين افكار فلسفى معرفى كنند . به قدرى اين گفته‌ها بىاساس است كه خودشان گاهى مجبور مىشوند پاى فرضيه‌ها را به ميان كشيده از يك جزء صحيح و يك جزء ديگر غلط صحبت به ميان آورند . مثل اينكه گمان كرده‌اند ساير مردم منكرند كه ممكن است يك جزء يك فرضيه صحيح و يك جزء ديگر آن فرضيه غلط بوده باشد ؛ در صورتى كه قصهء يك جزء غلط و يك جزء صحيح ، با مثالهايى كه خودشان ذكر مىكنند سازگار نيست . در مثال ژرژ پوليتسر ( باران گرفت ) كدام جزئش صحيح و كدام جزئش غلط است ؟ در مثال اتم كه در قرن نوزدهم مدعى بودند اتم قابل تجزيه نيست كدام جزئش صحيح و كدام جزئش غلط بود ؟