از سه است » را با شيشه بريدن الماس نسبت داده و بسنجيم ، پاى صواب و خطا به ميان نخواهد آمد ؛ و نظر به شرط سوم اگر دو چيز قابل تطابق را گرفته ولى حكم به مطابقت نكرديم باز صواب و خطايى پيدا نخواهد شد .
شرح
ما سابقاً روشن كرديم كه توسعهء تدريجى معلومات ربطى به تغيير و تكامل حقيقت ندارد .
راه چهارم : يك مطالعهء اجمالى در تاريخ علوم روشن مىكند كه علوم در حال تحول و تكامل مىباشند ، هيچيك از رشتههاى علوم و فلسفه به يك حال باقى نمانده ، به تدريج كاملتر شدهاند . ما مىدانيم قوانين علمى كه امروز بشر آنها را در علوم به رسميت مىشناسد با قوانين علمى هزار سال قبل فرق دارد ، منطقى كه امروز به كار مىبرد غير از منطق هزار سال پيش است ، فلسفهء امروز بشر با فلسفهء هزار سال پيش فرق دارد . آيا منطق و فلسفه و علوم هزار سال قبل « حقيقت » نبود ؟ چرا ، اما منطق و فلسفه و علوم امروز درجهء حقيقى بودنشان بالا رفته و كاملتر شده ؛ پس علوم كه در حقيقت بودن آنها شكى نيست متحول و متكامل مىباشند .
ما در مقدمهء اين مقاله جواب اين مغلطه را نيز آشكار كرديم و گفتيم در فلسفه و منطق و ساير علوم دو نوع تكامل وجود دارد و هيچيك از دو نوع ربطى به تغيير و تكامل حقيقت كه مدعاى ماديين است ندارد ، در اينجا نيازى به تكرار نداريم .
ماديين در مسألهء « تكامل مفاهيم حقيقى » كه خوانندگان محترم بىاساس بودن آن را به خوبى دريافتند هو و جنجال راه مىاندازند و مىگويند « عامل ترقى و توسعهء علوم ، تكامل مفاهيم است » ولى از بياناتى كه تا كنون شده به خوبى روشن مىشود كه ترقى و تكامل علوم هيچگونه ارتباطى با فرض موهوم ماديين در باب تكامل حقيقت ندارد ، بلكه اساس ترقى و تكامل علوم دو چيز ديگر است كه ما قبلًا در مقدمهء اين مقاله توضيح دادهايم .