تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
وى صحيح‌تر و صواب‌تر خواهد بود ، پس « صواب » به معنى كثير المطابقه و « خطا » به معنى كثير المغايره مىباشد ؛ مثلًا ما جسم را از دور كوچكتر مىبينيم و به حسب حقيقت نيز كوچك
شرح
توجيه مىكنند . ولى اين نكته را نبايد از نظر دور داشت : ميزان سوفسطائى يا شكاك بودن و نبودن هر شخص يا هر دسته ادعاى خود آنها نيست ، بلكه ميزان نظرياتى است كه در باب ارزش معلومات اتخاذ مىكنند و الّا اغلب سوفسطائيان و شكاكان از اينكه « شكاك » يا « سوفسطائى » خوانده شوند احتراز دارند ؛ مثلًا جرج بركلى با آنكه نظرياتش تماماً مبتنى بر عدم وجود دنياى خارج از ذهن و انكار بديهيات است ، از سوفسطائى بودن استيحاش دارد ؛ كانت و بعضى ديگر با آنكه واقعاً شكاك هستند و دانشمندان مادى نيز آنها را شكاك قلمداد مىكنند ميل ندارند كه به آنها « شكاك » اطلاق شود . از طرف ديگر مسلك شك يك شكل و صورت معين ندارد ، همواره در طول تاريخ فلسفه با اشكال متنوع ظاهر شده و هر كسى از يك راه مخصوص در گرداب شك افتاده است . چنان كه مىدانيم راهى كه مثلًا كانت پيش گرفت با راهى كه « رولاتيويست‌ها » يا راهى كه شكاكان قديم پيرهونى پيش گرفتند جدا بود و در عين حال همه يك صف واحد را از لحاظ شكاك بودن تشكيل مىدهند . ماترياليسم ديالكتيك نيز از راه مادى بودن فكر و ادراك و نسبى بودن حقايق و از راههاى ديگرى كه ذيلًا توضيح داده مىشود در همان گرداب افتاده و دست و پا مىزند . ماديون روى نظريهء مادى بودن فكر و آنكه « شناختن » و هر ادراكى ماوراء عمل اعصاب نيست طرز شناختن هر چيز را با نوع ساختمان اعصاب و مغز شخص شناسنده مربوط مىدانند و مىگويند چون نوع ساختمان اعصاب اشخاص با هم متفاوت است پس اقسام شناختنهاى حقيقى نيز نسبت به اشخاص متفاوت خواهد بود . دكتر ارانى در جزوهء ماترياليسم ديالكتيك صفحهء 24 مىگويد : « نوع ساختمان سلسلهء عصبى به طرز مخصوصى در عمل شناختن مؤثر خواهد بود . خود همين تأثير ، شناختن است . ما مىدانيم اعصاب انسان و حيوانات ديگر به طرز
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 207 | مرتضى مطهرى