تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
خطاى مطلق نيز نداريم ، بلكه وجود صواب و خطا نسبى است و از اين نظر ادراك هر حاسه هر گونه انجام بگيرد با ملاحظهء شرايط حاضرهء زمانى و مكانى صحيح و صواب خواهد بود يعنى محسوس موجود در حاسهء ما همان است كه آن است اگر چه
شرح
مىشود ، زيرا اولًا ممكن است تشكيلات ساختمانى اعصاب يك نفر با يك نفر ديگر فرق كند و در نتيجه هميشه مختلف درك كنند و همچنين ممكن است اعصاب يك نفر در يك لحظه عارضهء مخصوص و وضع خاصى داشته باشد كه اين عارضه براى ديگرى موجود نباشد و بنا به تعريف فوق كه گفتيم « حقيقت عبارت است از آنچه در اثر مقابله و مواجهه با خارج حاصل شود » پس هر كسى در هر حالت هر چه احساس مىكند براى شخص او در آن حالت خاص حقيقت است ، پس حقيقت هميشه نسبى است و خطاى حواس معنى ندارد . دكتر ارانى در جزوهء ماترياليسم صفحهء 38 مىگويد : « ماخ (Mach) مىگويد يك مداد در هوا مستقيم به نظر مىآيد و در آب شكسته ديده مىشود . اين تقصير علم نيست بلكه نقص در تجربه است . البته واضح است كه صحبت قصور و تقصير در اينجا بى مورد است . يك مداد در شرايط مخصوص تأثير معين دارد و در تحت شرايط ديگر بايد هم تأثير ديگر داشته باشد . تجربه باعث نمىشود كه ( چنان كه ماخ مىگويد ) ما يكى از حالات را « حقيقت » و ديگرى را « اشتباه » بدانيم بلكه به كمك تجربه است كه علت اين اختلاف و حقيقى بودن هر دو حال را مىتوان نشان داد . » اين بود تقرير ماديين جديد در باب حقيقت نسبى و توجيه خطاى حواس . واضح است كه با اين بيان نمىتوان خطاى حواس را توجيه نمود و گفت اصلًا خطايى نيست و همواره هر چه انسان احساس مىكند ، به هر نحو كه باشد ، حقيقت است ؛ زيرا دانشمندان مادى اگر فقط مىخواهند اصطلاح را عوض كنند و حقيقت را طور ديگرى ( هر چيزى كه در اثر مقابله و مواجههء حس با خارج پيدا شود ) غير از معناى معروف بين دانشمندان ( ادراك مطابق با واقع ) تعريف كنند البته بحثى نيست ولى اصل اشكال ( عدم مطابقت صورت حسى با خارج ) به جاى خود باقى است . و اما اگر منظور اين دانشمندان اين باشد كه بخواهند بگويند « همهء احساسهايى كه در اثر مقابله و مواجهه با خارج پيدا مىشود يك نوع مطابقت با واقع و نفس الامر
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 205 | مرتضى مطهرى