4 . اسامى هيولى به اختلاف اعتبارات
5 . ابطال جزء لا يتجزّى
6 . تناهى ابعاد ( اين بحث همچنانكه خود مؤلّف اعتراف مىكند طبق قاعده بايد در فريدهء دوم و يا سوم كه هر دو مربوط است به لواحق جسم طبيعى ذكر شود نه در اين فريده ، ولى به علّت نيازمندى مباحث « هيولى و صورت » به اين بحث ، در اينجا آورده شده است . )
7 . صورت در اين جهان از هيولى منفك نمىشود .
8 . هيولى از صورت عريان نمىگردد .
9 . نوع احتياج هر يك از هيولى و صورت به يكديگر
10 . صور نوعيّه
قبلًا گفتيم كه حكما يك مبحث بالخصوص را « سماع طبيعى » مىنامند و آن را در مقابل مباحث فلكيّات ، عنصريّات ، نفس قرار مىدهند . اوّلا بايد بدانيم به چه جهت اين نام را روى اين مباحث نهادهاند ؟ ثانيا چرا اين قسمت را از عنصريّات و هم از فلكيّات مجزّا نمودهاند ؟
امّا علّت اينكه اين مباحث « سماع طبيعى » ناميده مىشوند اين است كه سنّت بر اين جارى بوده كه در طبيعيّات قبل از همهء مباحث ، اين مباحث آورده شود و به همين جهت اوّلين مبحثى از طبيعيّات كه به گوش دانشجو مىخورد اين مباحث است ، لهذا « سماع طبيعى » يعنى « اوّل ما يسمع من الطّبيعيّات » ناميده شده است ، همچنانكه گاهى اين قسمت را « السمع الكيان » نيز مىنامند كه عينا همين مفهوم و معنى را دارد .
امّا علّت اينكه اين مباحث حساب جداگانهاى پيدا كرده و در واقع فنّ مستقلّى نسبت به همهء مباحث طبيعيّات شمرده شده است اين است كه آنچه در اين قسمت بحث مىشود نه از مختصّات عنصريّات است و نه از مختصّات فلكيّات ، و در عنصريّات نه اختصاص به جماد دارد و نه به نبات و نه به حيوان و نه به انسان ، بلكه مسائلى است مربوط به مطلق اجسام . اين مباحث در حقيقت « امور عامّهء » طبيعيّات است و اگر اين مباحث بجاى « سماع طبيعى » ، « امور عامّهء طبيعى » و يا « كلّيّات طبيعى » ناميده مىشد بسى مناسبتر بود .
مسائل « سماع طبيعى » كه از آنها ياد كرديم قطعا علم و فنّ مستقلّى است و در هيچيك از فنون مربوط به فلكيّات و عنصريّات داخل نيست ، و اتّفاقا تمام و يا غالب
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 529
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٢٩