غرر اوّل : در اثبات وجود حق تعالى
ما ذاته بذاته لذاته * موجود الحقّ العلى صفاته
آن چيزى كه ذاتش نه به تبع شيئى ديگر و نه به
علّت ديگر موجود است ، ذات حق برين صفات است
شرح : در اين بيت ، كه بحث « الهيات بالمعنى الاخص » آغاز مىشود ، مفهوم « واجب الوجود » تعريف شده است . بديهى است هر موضوعى كه در صدد اثبات يا نفى آن هستيم لازم است اوّل آن را در ذات خويش مشخّص سازيم تا چيز ديگرى به نام او و به جاى او مورد نفى و اثبات ما قرار نگيرد . حالت انسان هنگام نفى و يا اثبات چيزى حالت تير انداز است كه قبل از هر چيزى بايد درست نشانه گيرى كند و بديهى است كه اگر نشانهگيرى از اوّل غلط باشد ماهرترين تيرانداز هم خطا مىكند ، بلكه هر چه ماهرتر باشد به خطا نزديكتر است ، و اگر صد در صد نشانهزن باشد ، صد درصد خطا مىكند . مقصود از « واجب الوجود » چيست ؟ البته مفهوم لفظى اين كلمه روشن است :
واجب الوجود يعنى آنچه وجودش ضرورى است ، در مقابل ممكن الوجود كه فقط امكان وجود دارد .
تصوّر هر كسى دربارهء خدا اين است كه موجودى است كه محال است كه نباشد ،