تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
تشخّص و هويّت و هذيّت و « او بودن » مىشود « 1 » .

دلايل و براهين فلاسفه در امتناع اعادهء معدوم

دليل اوّل

از جمله براهينى كه حاجى سبزوارى در شرح منظومه اقامه كرده است اين است :
فانّه على جوازها حتم * فى الشّخص تجويز تخلّل العدم
يعنى بنا بر فرض آنكه اعادهء معدوم جايز باشد ايجاب مىكند كه ميان يك شىء ، « عدم » فاصله شده باشد . آيا ممكن است يك چيزى بين خود و خودش « عدم » فاصله شود ؟ البته فاصله شدن « عدم » در بين دو شخص - مانند فاصلهء بين سعدى و حافظ - بدون اشكال است امّا فاصله شدن « عدم » در بين يك شىء ( مانند يك انسان ) و خودش قابل تصوّر نيست و حتّى زمان نيز نمىتواند بين يك شىء و خودش فاصله شود ، زيرا آن ، « يك شىء » بيشتر نيست .
هامش
( 1 ) . قائل به « اصالت ماهيّت » نيز براى ماهيت ، ذاتى مجزّا از وجود و عدم در خارج قائل نيست يعنى قائل نيست كه ذات واحد و متعيّنى گاهى در خارج معروض وجود واقع مىشود و گاهى معروض عدم ، بلكه مدعى است كه ماهيت ، قطع نظر از وجود و مرتبهء موجوديّت در خارج ، ذاتى و خوديّتى ندارد زيرا در غير اين صورت قول به « ماهيت منفكّة عن الوجودين » لازم مىآيد . قائل به اصالت ماهيت نيز تنها در ذهن ماهيت را ذاتى منفكّ از وجود و عدم مىداند ، آن هم نه در حاقّ ذهن بلكه « بتحليل من العقل » و به تحقيق دقيقى كه ما در حاشيهء شرح منظومه كرده‌ايم اين انفكاك هم بين ماهيت و مفهوم وجود و عدم است نه واقعيّت وجود ( مراجعه شود ) و از همين جاست كه برهان معروف و متين « اصالت وجود » زنده مىشود كه « كيف و بالكون عن استواء - قد خرجت قاطبة الاشياء » . حقيقت اين است كه هر چند قائلين به اصالت ماهيت قائل به ثبوت معدومات و جواز اعادهء معدوم نيستند ولى لازمهء قول به اصالت ماهيت همين لوازم است ، چيزى كه هست زيركان قوم منكر اين دو مسألهء بديهىّ البطلان شده‌اند ولى متوجّه نشده‌اند كه لازمهء اصالت ماهيت اين دو لازم است و مغفلين [ يا ] يكى از اين دو مسأله را پذيرفته‌اند ( مثل بعضى مدّعيان زمان ما ) و يا هر دو مسأله را پذيرفته‌اند ( مثل برخى از متكلّمين ) و صدرا كه دقيق شده ، متوجه شده است كه اساساً نظريّهء « اصالت ماهيّت » سخيف است ولى او نيز متوجه نشده است كه لازمهء اصالت ماهيت ، اين دو مسأله است . البته علّت اساسى اين است كه اصالت ماهيت و وجود در بين قدما مطرح نبوده و الّا رابطه‌اش با اين دو مسأله كاملا روشن مىشد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 319 | مرتضى مطهرى