تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩

مقدّمهء اول

در مورد هر ادراكى ذهن ما ابتدا سه عامل را تشخيص مىدهد كه عامل اوّل « مدرك » يا ادراك كننده ، عامل دوم « مدرك » يا ادراك شده ، و عامل سوم خود « ادراك » است . به عنوان مثال مفهوم « فضا » را در نظر بگيريد ؛ در ابتدا چنين به نظر مىرسد كه در حين عمل ادراك سه عامل دخالت دارد : اوّل خود ما كه ادراك كننده هستيم ، دوم فضا كه به ادراك ما درآمده است و سوم خود عمل ادراك كه حالتى است از احوال ما . اين امور سه گانه به حسب اصطلاح و به ترتيب « عاقل » ، « معقول » و « عقل » ناميده مىشوند . اين توهّمى است كه ممكن است در ابتدا براى هر كسى پيدا شود ، ولى شك نيست كه در مورد هر تعقّل و ادراكى واقعاً سه عامل به معنى سه واحد وجود ندارد ، زيرا مقصود ما از معقول وجود خارجى آن نيست بلكه وجود آن در ظرف ذهن است - مثل وجود مفهوم فضا در ظرف ذهن - و قبلًا آنجا كه نظريهء فاضل قوشچى را رد كرديم ثابت كرديم كه ادراك و مُدرَك و به تعبير ديگر علم و معلوم و به تعبير سوم عقل و معقول در ظرف ذهن دو وجود ندارند ، بلكه در ظرف ذهن علم عين معلوم و عقل عين معقول است ؛ و اگر به وجود خارجى فضا احياناً « معقول » و « معلوم » اطلاق شده است مقصود معقول و معلوم بالعرض است نه معقول و معلوم بالذات . پس عقل و معقول در ظرف ذهن يقيناً دو واحد نيستند و در اين مسأله بحثى نيست . امّا باقى مىماند اين مطلب كه آيا عاقل ( يعنى عاملى كه او را به عنوان « عاقل » خوانديم ) با معقول - كه عين عقل است - عينيّت دارد يا نه ؟ يعنى آيا عاقل و معقول مجموعاً يك واحد را تشكيل مىدهند و اختلاف ايندو صرفاً اختلاف مفهومى است و يا آنكه دو واحد را تشكيل مىدهند و مفهوماً و مصداقاً با يكديگر اختلاف دارند ؟ بحث اتّحاد عاقل و معقول دربارهء همين مطلب است .