البته مسائل اين علم بعدها توسعه پيدا كرد و مانند هر علم ديگر اضافات زيادى يافت . اين مطلب از مقايسهء مابعدالطبيعهء ارسطو با مابعدالطبيعهء ابن سينا ، تا چه رسد به مابعدالطبيعهء صدرالمتألّهين ، روشن مىشود . ولى به هر حال ارسطو اول كسى است كه اين علم را به عنوان يك علم مستقل كشف كرد و به آن در ميان علوم ديگر جاى مخصوص داد .
ولى ارسطو هيچ نامى روى اين علم نگذاشته بود . آثار ارسطو را بعد از او در يك دائرة المعارف جمع كردند . اين بخش از نظر ترتيب بعد از بخش « طبيعيّات » قرار گرفت و چون نام مخصوص نداشت به « متا فيزيك » « 1 » يعنى « بعد از فيزيك » معروف شد .
كلمهء « متا فيزيك » به وسيلهء مترجمين عربى به « ما بعد الطبيعه » ترجمه شد .
كم كم فراموش شد كه اين نام بدان جهت به اين علم داده شده كه در كتاب ارسطو بعد از « طبيعيات » قرار گرفته است . چنين گمان رفت كه اين نام از آن جهت به اين علم داده شده است كه مسائل اين علم - يا لااقل بعضى از مسائل اين علم از قبيل خدا ، عقول مجرّده - خارج از طبيعتاند . از اين رو براى افرادى مانند ابن سينا اين سؤال مطرح شد كه مىبايست اين علم « ما قبل الطبيعه » خوانده مىشد نه « ما بعد الطبيعه » ، زيرا اگر به اعتبار اشتمال اين علم بر بحث خدا آن را به اين نام خواندهاند خدا قبل از طبيعت قرار گرفته نه بعد از آن « 2 » .
بعدها در ميان برخى از متفلسفان جديد اين اشتباه لفظى و ترجمهاى منجر به يك اشتباه معنوى شد . گروه زيادى از اروپاييان كلمهء « ما بعد الطبيعه » را مساوى با ماوراء الطبيعه پنداشتند و گمان كردند كه موضوع اين علم امورى است كه خارج از طبيعتاند و حال آن كه - چنان كه دانستيم - موضوع اين علم شامل طبيعت و ماوراء طبيعت و بالأخره هر چه موجود است مىشود . به هر حال اين دسته به غلط اين علم را چنين تعريف كردند : « متافيزيك علمى است كه فقط دربارهء خدا و امور مجرد از ماده بحث مىكند » .
هامش
( 1 ) .metaphysics.
( 2 ) . الهيات شفا ، چاپ قديم ، ص 15 .