تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩

در اصطلاح مسلمين

مسلمين اين لغت را از يونان گرفتند ، صيغهء عربى از آن ساختند و صيغهء شرقى به آن دادند و آن را به معنى « مطلق دانش عقلى » به كار بردند . « فلسفه » در اصطلاح شايع مسلمين نام يك فن خاص و دانش خاص نيست ، همهء دانشهاى عقلى را در مقابل دانشهاى نقلى از قبيل لغت ، نحو ، صرف ، معانى ، بيان ، بديع ، عَروض ، تفسير ، حديث ، فقه ، اصول ، تحت عنوان كلى « فلسفه » نام مىبردند ؛ و چون اين لغت مفهوم عامّى داشت ، قهرا « فيلسوف » به كسى اطلاق مىشد كه جامع همهء علوم عقلى آن زمان ، اعمّ از الهيات و رياضيات و طبيعيات و سياسيات و اخلاقيات و منزليات بوده باشد ؛ و به اين اعتبار بود كه مىگفتند : « هر كس فيلسوف باشد جهانى مىشود علمى ، مشابه جهان عينى » . مسلمين آنگاه كه مىخواستند تقسيم ارسطويى را دربارهء علوم بيان كنند كلمهء « فلسفه » يا كلمهء « حكمت » را به كار مىبردند ، مىگفتند : فلسفه ( يعنى علم عقلى ) بر دو قسم است : نظرى و عملى . « فلسفهء نظرى » آن است كه دربارهء اشياء آنچنانكه هستند بحث مىكند ، و « فلسفهء عملى » آن است كه دربارهء افعال انسان آنچنانكه بايد و شايسته است باشد بحث مىكند . فلسفهء نظرى بر سه قسم است : الهيات يا فلسفهء عُليا ، رياضيات يا فلسفهء وسطى ، طبيعيات يا فلسفهء سفلى . فلسفهء عليا يا الهيات به نوبهء خود مشتمل بر دو فنّ است : امور عامّه ، و ديگر الهيات بالمعنى الاخص . رياضيات چهار بخش است و هر كدام علم عليحده است : حساب ، هندسه ، هيئت ، موسيقى . طبيعيات نيز به نوبهء خود بخشها و اقسام زيادى دارد . فلسفهء عملى نيز به نوبهء خود تقسيم مىشود به علم اخلاق ، علم تدبير منزل ، علم سياست مدن . عليهذا پس فيلسوف كامل يعنى جامع همهء علوم نامبرده .