تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
اين لغت مصدر جعلى عربى كلمهء « فيلوسوفيا » « 1 » است . كلمهء « فيلوسوفيا » مركّب است از دو كلمه « فيلو » « 2 » و « سوفيا » « 3 » . كلمهء « فيلو » به معنى دوستدارى و كلمهء « سوفيا » به معنى دانايى است . پس كلمهء « فيلوسوفيا » به معنى دوستدارى دانايى است ؛ و افلاطون ، سقراط را « فيلوسوفس » « 4 » يعنى دوستدار دانايى معرفى مىكند « 5 » . عليهذا كلمهء « فلسفه » كه مصدر جعلى عربى است به معنى فيلسوفىگرى است . قبل از سقراط گروهى پديد آمدند كه خود را « سوفيست » « 6 » يعنى دانشمند مىناميدند . اين گروه ادراك انسان را مقياس حقيقت و واقعيت مىگرفتند و در استدلالهاى خود مغالطه به كار مىبردند . تدريجا لغت « سوفيست » مفهوم اصلى خود را از دست داد و مفهوم « مغالطه كار » به خود گرفت و سوفيست‌گرى مرادف شد با مغالطه كارى . كلمهء « سفسطه » در زبان عربى مصدر ساختگى « سوفيست » است كه اكنون در ميان ما به معنى مغالطه كارى است . سقراط به علت تواضع و فروتنى كه داشت ، و هم شايد به علت احتراز از همرديف شدن با سوفيستها ، امتناع داشت كه او را « سوفيست » يا دانشمند خوانند « 7 » و از اين رو خود را « فيلسوف » يعنى دوستدار دانش خواند . تدريجا كلمهء « فيلوسوفيا » بر عكس كلمهء « سوفيست » كه از مفهوم « دانشمند » به مفهوم « مغالطه كار » سقوط گرفت ، از مفهوم « دوستدار دانش » به مفهوم « دانشمند » ارتقاء يافت و كلمهء « فلسفه » نيز مرادف شد با دانش . عليهذا لغت « فيلسوف » به عنوان يك لغت اصطلاحى ، قبل از سقراط به كسى اطلاق نشده است و بعد از سقراط نيز بلافاصله به كسى اطلاق نشده . لغت « فلسفه » نيز در آن ايّام هنوز مفهوم مشخص نداشته است و مىگويند ارسطو نيز اين لغت را به كار نبرده است و بعدها اصطلاح « فلسفه » و « فيلسوف » رايج شده است .
هامش
( 1 ) .Philosophia. ( 2 ) .Philo. ( 3 ) .Sophia. ( 4 ) .Philosophes. ( 5 ) . ملل و نحل شهرستانى ، ج 2 / ص 231 ، و تاريخ فلسفه دكتر هومن ، ج 1 / ص 20 . ( 6 ) .Sophist. ( 7 ) . تاريخ فلسفه دكتر هومن ، ج 1 / ص 169 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 128 | مرتضى مطهرى