تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 921

مساهمون:

ص٩٢١
هر دو بزرگ مىشوند و اسماعيل آن قدر بزرگ مىشود كه با كمك ابراهيم ( ع ) خانهء كعبه را مىسازند . آيهء
« وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ »
( 1 ) مىگويد خدا ابراهيم را مورد آزمايشها قرار داد و او آن آزمايشها را به نهايت و اكمال رساند . آنگاه خدا به او گفت من تو را امام قرار مىدهم . ابراهيم گفت آيا از ذرّيّهء من هم ؟ جواب دادند كه ستمگرانشان نه . اين آيات مربوط به چه زمانى است ؟ آيا مربوط به اوايل عمر ابراهيم است ؟ مسلّما مربوط به دورهء قبل از نبوت نيست چون صحبت وحى است . مربوط به دوران نبوت است . آيا اوايل دورهء نبوت است ؟ نه ، اواخر است به دو دليل ، يكى اينكه مىگويد بعد از آزمايشها بود . آزمايشهاى ابراهيم همه در طول دورهء نبوت بوده و مهمترين آنها در اواخر عمر ابراهيم بوده است ، و ديگر آنكه در همين آيه صحبت از ذرّيّهء اوست . از اينكه گفته است :
« وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي »
معلوم مىشود كه بچه داشته است . اين آيه به ابراهيم رسول نبى تازه در آخر عمر مىگويد ما مىخواهيم به تو يك شأن ديگر و يك منصب علىحده بدهيم :
« إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً »
. معلوم مىشود كه ابراهيم پيغمبر بوده است ، رسول بوده است ، اين مراحل را طى كرده بوده است ولى يك مرحلهء ديگر بوده كه هنوز ابراهيم به آن نرسيده بوده است ، و نرسيد مگر بعد از پايان دادن تمام آزمايشها . آيا اين نشان نمىدهد كه در منطق قرآن يك حقيقت ديگرى هست كه نامش امامت است ؟ حال معناى امامت چيست ؟

امامت عهد خداست

امامت يعنى انسانى در حدى قرار بگيرد كه به اصطلاح يك انسان كامل باشد كه اين انسان كامل به تمام وجودش مىتواند پيشواى ديگران باشد . ابراهيم فورا به ياد ذرّيّه و نسلش مىافتد : خدايا و از ذرّيّهء من چطور ؟ از نسل من چطور ؟ جواب مىدهند :
« لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ »
. در اينجا مسألهء امامت « عهد خدا » ناميده شده است . اين است كه شيعه مىگويند امامتى كه ما مىگوييم ، با خداست و لهذا قرآن هم مىگويد :
هامش
( 1 ) . بقره / 124 .