است كه آن داستان ( 1 ) در ارتباط با آنهاست ، بلكه اهل تسنن نيز همه ، اين مطلب را روايت كردهاند .
نمونهء ديگر : آيهء
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ . . . »
در آيهء «
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ »
هم مىبينيم عين همين مطلب هست و بلكه در مورد اين آيه عجيبتر است . قبل از اين آيه همهاش صحبت از يك مسائل خيلى فرعى و عادى است :
« أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ »
( 2 ) گوشت چارپايان بر شما حرام است و تذكيه چنين بكنيد و اگر مردار باشد حرام است و آنهايى را كه خفه مىكنيد ( منخنقه ) حرام است و آنهايى كه با شاخ زدن به يكديگر كشته مىشوند گوشتشان حرام است و . . . يكدفعه مىگويد :
« الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً »
. بعد دوباره مىرود دنبال همان مسائلى كه قبلا مىگفت . اساسا اين جملهها به ما قبل و مابعدش نمىخورد يعنى نشان مىدهد كه اين ، مطلبى است كه در وسط و شكم مطلب ديگرى گنجانده شده و از آن رد شدهاند . آيهاى هم كه امروز مىخواهيم بگوييم عين همين سرنوشت را دارد ، يعنى آيهاى است در وسط آيات ديگر كه اگر آن را برداريم ، رابطهء آنها هيچ با همديگر قطع نمىشود كما اينكه اگر
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ . . . »
را از وسط آن آيات برداريم ، رابطهء ما قبل و مابعدش هيچ قطع نمىشود . آيهاى است در وسط آيات ديگر به طورى كه نمىشود گفت دنبالهء ما قبل يا مقدمهء مابعد است ، بلكه مطلب ديگرى است . در اينجا نيز قرائن خود آيه و نقلهاى شيعه و سنى همه از همين مطلب حكايت مىكنند ، ولى اين آيه را نيز قرآن در وسط مطالبى قرار داده كه به آنها مربوط نيست . حال رمز اين كار چيست ؟
اين بايد يك رمزى داشته باشد .
رمز اين مسأله
رمزى كه براى اين كار هست ، هم از اشارهء خود آيهء قرآن استفاده مىشود و هم
هامش
( 1 ) . [ ظاهرا مقصود داستان مباهله است . ]
( 2 ) . مائده / 1 .