تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 880

مساهمون:

ص٨٨٠
دشوار بود ، در ماه‌هاى حرام ( 1 ) مزاحم پيغمبر اكرم نمىشدند يا لا اقل زياد مزاحم نمىشدند يعنى مزاحمت بدنى مثل كتك زدن نبود ولى مزاحمت تبليغاتى وجود داشت . رسول اكرم هميشه از اين فرصت استفاده مىكرد و وقتى مردم در بازار عكاظ در عرفات جمع مىشدند ( آن موقع هم حج بود ولى با يك سبك مخصوص ) مىرفت در ميان قبائل گردش مىكرد و مردم را دعوت مىنمود . نوشته‌اند در آنجا ابو لهب مثل سايه پشت‌سر پيغمبر حركت مىكرد و هر چه پيغمبر مىفرمود ، او مىگفت دروغ مىگويد ، به حرفش گوش نكنيد . رئيس يكى از قبائل خيلى با فراست بود . بعد از آنكه مقدارى با پيغمبر صحبت كرد ، به قوم خودش گفت اگر اين شخص از من مىبود لاكلت به العرب ، يعنى من اين قدر در او استعداد مىبينم كه اگر از ما مىبود ، به وسيلهء وى عرب را مىخوردم . او به پيغمبر اكرم گفت من و قومم حاضريم به تو ايمان بياوريم ( بدون شك ايمان آنها ايمان واقعى نبود ) به شرط اينكه تو هم به ما قولى بدهى و آن اينكه براى بعد از خودت من يا يك نفر از ما را تعيين كنى . فرمود اينكه چه كسى بعد از من باشد ، با من نيست با خداست . اين ، مطلبى است كه در كتب تاريخ اهل تسنن آمده است .

حديث غدير و تواتر آن

يكى ديگر از ادلّه‌اى كه شيعه ذكر كرده‌اند حديث غدير است . [ خواجه نصير ] مىگويد : « و لحديث الغدير المتواتر » حديث غديرى كه متواتر است . « متواتر » اصطلاحى است در علم حديث ، مىگويند خبر واحد و خبر متواتر . مقصود از خبر واحد اين نيست كه ناقل آن يك نفر باشد بلكه يعنى خبرى كه نقل آن در حدى است كه مفيد يقين نيست خواه ناقل يك نفر باشد و خواه ده نفر باشند . مثلا شخصى نقل مىكند كه من فلان خبر را از راديو شنيدم . شما گمان پيدا مىكنيد كه اين سخن راست باشد اما هنوز منتظريد كه ديگران چه مىگويند . از يك نفر ديگر هم مىشنويد ، گمانتان قويتر مىشود . بعد مىبينيد كه افراد زيادى همين حرف را مىزنند . نمىتوانيد احتمال
هامش
( 1 ) . ماه‌هاى ذى القعده ، ذى الحجّه و محرّم چون ماه حرام بود ، ماه آزاد بود يعنى در اين ماهها همهء جنگها تعطيل بود ، دشمنان از يكديگر انتقام نمىگرفتند و رفت و آمدها در ميانشان معمول بود . در بازار عكاظ جمع مىشدند و حتى اگر كسى قاتل پدرش را كه مدتها دنبالش بود پيدا مىكرد ، به احترام ماه حرام متعرضش نمىشد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 880 | مرتضى مطهرى