تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
شخص ديگر باشد . اگر در قيامت فرد ديگرى صد در صد مشابه با من آورده شود كه همه چيز او مثل من است بدون تفاوت اما خود من نيستم ، او مثل من است . اين از نظر آن « كم » كه قرآن مىگويد : شما هستيد كه داريد پاداش داده مىشويد ، كافى نيست .

بقاى روح ، ملاك تشخص انسان

حال كه ما فرق شخص و شخصيت را به حسب اصطلاح دانستيم و مقصود اين است كه شخص بايد باقى و محفوظ باشد ، عرض مىكنم كسانى كه قائل به روح هستند و روح را به هر حال باقى مىدانند ، ملاك تشخص ( 1 ) و من بودن من را به همان روح مىدانند ، مىگويند اصلا من كه من هستم ، من بودن من و همان كه دارم درك مىكنم و مىگويم « من » كه به علم حضورى هم وجودش را درك مىكنم و مرتب خاطرات و خطوراتى هم در ذهن من پيدا مىشود و همه به يك نقطهء مركزى معين وابستگى دارد ( يعنى آن ديدن ، ديدن من است نه ديدنى كه به يك مجموع نسبت بدهم ، يعنى ديدن ديدنى است كه به يك واحد واقعى نسبت داده مىشود ) ، ديدن من ، رفتن من ، احساس كردن من ، من بودن من ، شخص بودن من ، هويت فردى من به روح من است . بدن من در شخصيت من به معنى روانشناسى مؤثر است ، يعنى مسلّم صفات ممتازهء من به اين تركيبات بدنى من بستگى دارد ، كه به هر اندازه با شما شبيه باشم شخصيت من شبيه شخصيت شماست ولى شخص من و هويت من به اين بدن من بستگى ندارد . بدن من در طول عمر هر مقدار كه تعويض و تبديل شود ، شخص من همان شخص است ، چون ديگر آن ذات من به چيز ديگر تبديل نمىشود . سلولهاى بدن من يا مثلا پيكره‌اى از يك سلول من ( موادى كه سلول بدن من را تشكيل مىدهد ) ممكن است تبديل پيدا كنند ، اين يكى برود و يكى ديگر جاى او را بگيرد و بالأخره بدن من تعويض شود ولى خود من عوض نمىشوم ، چون آن كه من هستم از اول كوچكى تا آخر بزرگى ، از اولى كه خودم را احساس كردم و وجود خودم را درك كردم ، من همان من هستم ، ثابت در وجود من همان من است و بقيه هر چه هست متغير است . حتى صفات روحى من هم احيانا ممكن است متغير شود . اگر فراموشى واقعى
هامش
( 1 ) . اگر شخصيت هم مىگوييم مقصودمان همان تشخص شخص است .