تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 815

مساهمون:

ص٨١٥
سپيدار مىشود ، آن وقت اين بدن من كه در اين زمين هست و يك مكتسباتى هم كسب كرده و يك استعدادى هم به دست آورده ، اين ذرات بدن من بعدا به صورت يك انسان در نيايد ؟ ! به نظر من ، اين حد اكثر همين را اثبات مىكند ، مىگويد ما كه مرديم ، اين بدن ما يك مكتسباتى به دست آورده و يك وضعى به خودش گرفته است كه ممكن است بعد از هزارها سال ، يك ذره از بدن ما ( و لو يك سلول يا به اندازهء يك بند انگشت من ) همين طورى كه يك قلمه و بدنهء يك درخت را داخل زمين مىكنند و دو مرتبه درخت مىشود ، در يك جاى دنيا دو مرتبه رشد كند و باز يك انسانى به وجود بيايد . من مىگويم گيرم اين طور شد ، آيا من برگشتم ؟ آن منى كه قرآن مىگويد آن من قطعا برمىگردد ، او برمىگردد ؟ بعلاوه ، اگر اين طور باشد ممكن است يك فرد به صورت صدها هزار فرد برگردد . همين طور كه شما از يك درخت سپيدار صدها قلمه داخل زمين مىكنيد و صدها درخت سپيدار به وجود مىآيد ، به اين صورت ممكن است از يك فرد صدها بلكه هزارها و ميليونها فرد ديگر از زمين سر برآورند . منتها شما خيال كرده‌ايد انسانى كه مىخواهد از انسان ديگر به وجود بيايد ، حتما بايد از راه توالد و تناسل باشد [ در صورتى كه ] ممكن است از راه ديگر ( مثلا قلمه زدن ) باشد . مىگويم اگر فرضا چنين چيزى هم باشد ، اين به نظر ما قيامت را درست نمىكند ، از نظر اينكه شخصيت به هيچ نحو محفوظ نيست ، و بعلاوه اگر اين طور باشد ، پس ما خودمان هم ممكن است الآن در حال قيامت باشيم ، چرا ؟ افرادى كه در دهها هزار سال و صدها هزار سال پيش مرده‌اند ، شايد همانها هستند كه در وجود ما به شكلى جوانه زده‌اند ، منتها از همان مجراى توالد و تناسل . بالأخره من اين طور خيال مىكنم كه با اين بيان ، ما حتى يك قدم هم نزديك نشده‌ايم . يك مطلبى را گفته‌ايم اما غير از آخرتى است كه قرآن گفته است و در آخرت قرآن ملاك بقاى شخصيت است . در كتاب ذرهء بىانتها هم من نتوانستم چيزى پيدا كنم كه روى اين مطلب تكيه شده باشد كه ببينيم مسألهء بقاى شخصيت را چگونه حل مىكند . ايشان همين قدر وضع عمومى دنيا را طورى بيان مىكنند كه اين دنيا به سويى مىرود كه در آنجا حكومت حكومت عنصر سوم است . اين مطلب را ما قبول مىكنيم ، حرف بسيار خوبى است اما تكليف افراد و اشخاص چه مىشود ؟ در « من » شما قبول كرديد ، يك حقيقتى در « من » به تعبير قرآن دميده شده است كه شما از آن تعبير به اراده مىكنيد ، تعبير به امر مىكنيد ، تعبير به روح هم ممكن است بكنيد ،