تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤
دارد با علت خودش ، به طورى كه اگر علتش نباشد محال است پيدا بشود ، و حال آنكه آنچه علم سراغ دارد يا تقارن است و يا تعاقب و توالى . ما هميشه آنچه كه ديده‌ايم و آزمايش كرده‌ايم توالى دو حادثه يا تعاقب دو حادثه بوده است ولى مسألهء وابستگى - كه ما در باب علت و معلول قائل هستيم - اصلا يك مفهوم غير محسوس است . اين وابستگى با اينكه يك خاصيت مجرّد ما وراء الطبيعى هم نيست ولى يك خاصيت محسوس هم نيست . قبولش كرده‌ايم . شما مسألهء قوه و نيرو را قبول كرده‌ايد . ما هم اينجا بيش از اين نمىگوييم . مىگوييد تعريف ، ما كه تعريف نكرديم و نخواستيم تعريف كنيم . امروز هم كه مىگويند تعريف كردن كار خوبى نيست ، يعنى تعريف كردن كار بسيار مشكلى است ، واقعا تعريف كردن اشياء كار بسيار سختى است و به عقيدهء بعضى قدما محال است ما بتوانيم اشياء را تعريف حقيقى بكنيم ولى وجود اشياء را بدون اينكه بتوانيم تعريف كنيم ، از روى آثارشان كشف مىكنيم . اين ديگر عادىترين و طبيعىترين چيزى است كه علوم هم قبول مىكنند . شما خود نيروى برق را مىتوانيد تعريف كنيد ؟ شك هم در وجودش نداريد . احدى تا حالا نتوانسته نيروى برق را تعريف كند يا مدعى تعريفش باشد يا در مقام تعريفش باشد ، و حتى آيا تاكنون كسى توانسته خود آن را به صورت يك امر جدا از ماده بررسى كند يا هر چه بررسى شده روى آثارش شده است ؟ ولى آثارش كه بررسى شده ، علم به وجود چنين نيرويى يقين پيدا كرده است . شما اگر ايرادى داريد ، بايد در اين بررسيها ايراد داشته باشيد كه اين بررسيها بررسيهاى ناقصى است يا كامل ؟ اگر گفتيد نه ، اين مقدار بررسى از نظر علمى كافى نيست ، اين يك حرفى است . بگوييد اين مقدار بررسى از نظر علمى كافى نيست كه وجود يك نيروى آنچنانى را ثابت كند ، يعنى خواصى كه در ماده هست براى توجيه آن كافى نيست ، اين نيروى ديگرى است . اما شما اگر بررسى را بررسى كاملى بدانيد ، نمىتوانيد بگوييد علم به وجود چنين چيزى اقرار ندارد يا ما نمىتوانيم چنين چيزى را تعريف كنيم . ما خود خدا را هم نمىتوانيم تعريف كنيم . مگر ما خدا را مىتوانيم تعريف كنيم ؟ مگر خدا قابل تعريف است ؟ دربارهء مسألهء تكامل ، من عرض كردم كه تكامل يك نطفه در جنين همان اندازه دليل است كه تكامل انواع در طول ميليونها سال و ميلياردها سال ، يعنى اينكه يك سلول از آن حالت يك سلولى برسد به اين حالت كمالى يك انسان كامل ، اين همان اندازه دخالت يك نيروى ديگرى را نشان مىدهد كه مسألهء تكامل انواع در طول