تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 773

مساهمون:

ص٧٧٣
مىبيند خيلى بيش از آن چيزى كه فكر مىكرده لذت دارد . آن ايرادى هم كه به بهشت مىكنند وارد است ، منتها جوابهاى ديگرى دارد ، همانطور كه فرموديد بهشت ، نوع لذائذش به كلى فرق مىكند . استاد : در مورد ايرادها يا سؤالهاى آقاى مهندس ، من هم بايد بگويم حرفهاى ايشان را درست نفهميدم ( 1 ) ! مسألهء اولى كه ايشان طرح كردند ، مىگويند كه اينها يك فرضيه است ، يعنى به اصطلاح يك سوء ظنى دارند - قهرا اين سوء ظن به آقاى مهندس بازرگان هم هست - كه چون يك مفروضاتى در دين و مذهب هست ، امثال ما مىخواهيم توجيه كنيم و ناچار مىآييم اين حرف را مىزنيم و الّا از جنبهء علمى ثابت نيست . من عرض مىكنم مقصود شما از جنبهء علمى چيست ؟ اولا ضرورتى ندارد كه هر چيزى اول از جنبهء علمى ثابت باشد ، به اين معنا كه اول علما قبول كرده باشند تا بعد ما به پيروى از آنها قبول كرده باشيم . اگر يك استدلالى از نوع همان استدلالهايى باشد كه علما در جاهاى ديگر مىكنند و ما در اينجا استدلال كنيم ، باز شما مىگوييد قبول نيست ؟ اصلا علم چطور مىتواند وجود قوه ( به معناى نيرو ) را اثبات كند ؟ مگر خود نيرو اساسا يك فرضيه نيست ؟ آيا شما نيرو را به عنوان يك پديدهء جدا از ماده مىتوانيد بررسى كنيد و مثلا آن را از ماده جدا كنيد ، بعد تجزيه‌اش كنيد و زير ميكروسكپ آن را ببينيد ؟ يا اينكه نه ، اين خودش يك استدلال روشنى است ؟ شما الآن به حيات به عنوان يك نيرو و شيئى كه مبدأ اين آثار و خواص است اعتقاد داريد ، در صورتى كه خود حيات را علم چطور مىتواند اثبات كند ؟ علم فقط يك سلسله آثار مىبيند كه اگر علم نخواهد از حدود حس تجاوز كند ، بيانش در مسائل فوق العاده محدود مىشود . اگر علم بخواهد به محسوسات و تجربياتش قناعت كند ، اول چيزى كه نبايد حرفش را بزند خود مسألهء عليت و معلوليت است . عليت و معلوليت پيوندى است كه الآن علما آن را قبول دارند ، پيوند تأثير و تأثر به معناى اينكه [ شىء ] دوم كه نامش معلول است وابستگى واقعى وجودى
هامش
( 1 ) . گفته‌اند مرحوم حاج شيخ عبد الكريم مىآمد درس ، آمد خيابان را قطع كند ، يك آدمى رسيد و شروع كرد يك خواب خيلى مفصلى را براى ايشان نقل كردن در فضيلت ايشان . حاج شيخ هم فهميد كه اين آدم كلّاشى است و پول مىخواهد . حرفهايش را خوب گوش كرد و وقتى به آخرش رسيد كه حالا منتظر بود كه آقا دست در جيب ببرد و يك پولى به او بدهد ، آقا گفت ان شاء الله من هم يك خوابى براى تو ببينم !