نقد نظريهء « ماده و انرژى » در كتاب ذرهء بىانتها ( 2 )
مهندس بازرگان : در مورد مطالبى كه جناب آقاى مطهرى از كتاب ذرهء بىانتها عنوان فرموده بودند ، امر شده بنده هم عرايضى بكنم . اصل بحث راجع به اين بود كه دنيا را با دو عنصرى كه علم امروز قبول دارد ( ماده و انرژى ) نمىشود توجيه كرد ، پديدهها ، جريانها و تحولات زيادى است كه اين دو عاجز از ايجاد و يا توجيه و بيانش هستند .
بنابراين يك عنصر سومى و دستى بايد در كار باشد كه دنيا را به اين صورت درآورده باشد . آن موارد و شاهد مثالها كه جناب آقاى مطهرى از كتاب يك يك فرمودند ، اول مسألهء پيدايش جهان بود كه اگر بنا باشد دنيا را فقط ماده و انرژى تشكيل داده باشد - گواينكه اين دو تا هم يكى هستند يعنى قابل تبديل و تبدّل به هم هستند - اين نمىتواند پيدايش جهان را بيان كند . فرمودند الزامى هم نيست كه براى پيدايش جهان توجيهى باشد . ماده ازلى باشد ، كما اينكه ماترياليستها همين را قبول دارند ، مىگويند چه لزومى دارد خدايى باشد كه خدا خلق كرده باشد ؟ اصلا آفرينشى نيست و ماده هميشه بوده است . البته اين ، راه فرارى است كه آنها پيش مىگيرند .
براى ماده خيلى مشكل است كه اصلا پيدايشى نباشد ، چون مادهاى كه مشمول قانون ثبات انرژى بعلاوهء ماده است و از خودش رأى و تصميم و ارادهاى ندارد ، وقتى قادر بر اين نباشد كه حتى كوچكترين تغييرى در خودش بدهد و همهء اينها اجبارى و الزامى باشد ، آن وقت چطور مىتواند خودش را به وجود بياورد ؟ اين همان ابهام و اشكالى است كه مبناى بيان فلاسفه و متكلمين است . ما نمىتوانيم تصور