تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١
وجود دارد . ما يك موجود خودآگاه هستيم . آيا خود آگاهى ما مربوط به عنصر مادى است يا مربوط به انرژيهاى بدن ماست و يا متعلق به عنصر سوم است ؟ و آيا شما مىتوانيد بگوييد آن عنصر سوم خودآگاه نيست ، همان كه تلقين مىپذيرد ، همان كه با پذيرش تلقين بر ماده مسلط مىشود ، خودش خودآگاه نيست ؟ اسمى از مسألهء خودآگاهى نبرده‌اند . سؤال دوم ما اين است : آيا آن چيزى كه شما مىگوييد عنصر سوم در كنار ماده و انرژى است و مىگوييد من عند اللّه آمده است و با ابعاد ديگر وجود انسان فرق دارد ، با مردن باقى مىماند يا معدوم مىشود ؟ شما كه به قرآن استدلال مىكنيد ، آيا قرآن دربارهء هر چه كه آن را من عند اللّه تعبير مىكند قائل به بقاء نيست ؟ نمىگويد :
« ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ »
( 1 ) آنچه كه نزد شماست فانى مىشود ؟ مقصود از « آنچه كه نزد شماست » يعنى آنچه كه ما آن را در عالم طبيعت و عالم تغيّر مىبينيم كه دائما كهنه مىشوند و از بين مىروند
« وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ »
و هر چه كه در نزد خداست از بين نمىرود ، هر چه كه جنبهء عند اللّهى دارد از بين نمىرود . مگر ديگران كه مىگويند روح مجرد [ چه منظورى دارند ؟ ] اصلا مجرد يعنى چه ؟ مجرد يعنى ابعاد مادى را مجرد است ، از خواص ماده [ مجرد است ] . اگر بپرسيم خود آن در ذات خودش متغير و متحول است ؟ مىگوييد نه . اگر بگوييم ابعاد مادى دارد ؟ مىگوييد نه . « مجرد است » يعنى اينها را ندارد ، يعنى مجرد از اين نقائص است . شما كه مىگوييد جا ندارد ، يعنى مجرد از جاست . معنى تجرد همين است و چيز ديگرى نيست . اگر شما براى آن ، خودآگاهى قائل باشيد - كه خيال نمىكنم انكار كنيد - و بقاء هم برايش قائل باشيد ، صد در صد همان حرف آنها را زده‌ايد و اگر هم قائل نباشيد ، مقدماتى كه چيده‌ايد منتهى مىشود به اين كه قائل به اينها بشويد . اين است كه ما مىگوييم آنچه كه در كتاب ذرهء بىانتها اثبات شده ، به حق اثبات شده است . البته ما يك مناقشات جزئى - كه به اصل مطلب صدمه نمىزند - داريم ، مناقشات جزئى در آن هست ولى پيكرهء كتاب پيكرهء بسيار صحيحى است و همان حرف روحيون را مىگويند .
هامش
( 1 ) . نحل / 96 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 721 | مرتضى مطهرى