تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 719

مساهمون:

ص٧١٩
پيچى از پيچهاى خلقت ، آنجا كه عالم بيجان مىخواسته به عالم جاندار تبديل شود ، آنجا كه در عالم جاندار انسان مىخواسته پيدا شود ، قرآن به اينجاها كه مىرسد از مسأله‌اى به نام « وحى » يا « روح » يا « كلمة » ، به يك نامى از اينها ياد مىكند ، يعنى هر جا كه يك تنوع اثرى و يك اثر جديد پيدا شده است ، قرآن آن را معلول يك نفخهء الهى مىداند كه از طرف خدا يك نفخه‌اى شده است ، يك چيزى به دنيا و عالم داده شده كه يك امر جديد به وجود آمده است . عمده دربارهء انسان است . ايشان دربارهء انسان معتقدند كه انسان را هم همان چيزى انسان كرده است كه قرآن از آن تعبير مىكند :
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
( 1 ) يعنى در آن مرحله‌اى كه انسان مىخواسته انسان شود ، در همان جا كه امروز مىگويند يك جهشى صورت گرفته است ، اين جهش يك چنين تحولى است كه قرآن از آن تعبير به نفخهء الهى مىكند . يك چيزى بالأخره در انسان پيدا شده كه در غير انسان نيست . آن چيز منشأ يك آثارى است . كانونش كجاست ؟ مىگويند نمىدانيم كجاست و بلكه اصلا محل ندارد ، جا ندارد ، هيچ جاى بدن را نمىتوانيم بگوييم جاى اوست . دل جاى اوست ؟ نه . مغز و اعصاب جاى اوست ؟ نه . تصريح مىكنند كه جا ندارد ولى من عند اللّه است . قرآن مىخواهد بگويد اين طور چيزها از نزد خدا آمده ، اينجا نبوده ، يعنى انسان را كه انسان كردند ، با اين موادى كه در عالم بود نمىشد انسان را انسان كرد ، در شرايط تحولى و تكاملى اين عالم ، حيوان رسيد به جايى كه يك چيزى از نزد خدا بر او اضافه شد تا انسان انسان شد . اين خلاصهء حرف ايشان است كه مىگويند [ يك چيزى ] از بالا سرازير شد ، به تعبير خودشان از بىنهايت بزرگ به اين بىنهايت كوچك سرازير شد ، من عند اللّه است . پس يك چيزى به نام نفخهء الهى من عند الله بر انسان اضافه شده است . البته مقصود تنها انسان اول نيست . ايشان هم قبول دارند در همهء انسانها [ اين طور است ] ، چون قرآن هم اختصاص به انسان اول نمىدهد ، به همهء انسانها تعميم مىدهد ، و تصريح مىكنند كه اين شىء جا ندارد و لزومى هم ندارد ما برايش جا معين كنيم ، و چون مىگويند غير از عنصر ماده و انرژى است ، پس اگر بگوييم بعد دارد يا ندارد ؟ مىگويند ندارد ، چون اگر داشته باشد ، مىشود ماده ، و به دليل اينكه جا ندارد بعد هم ندارد . اين خيلى روشن است و ايشان هم نمىخواهند
هامش
( 1 ) . حجر / 29 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 719 | مرتضى مطهرى