تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
روح قطع نظر از قرآن بشويم مسألهء ديگرى است . ما فعلا روى قرآن بحث مىكنيم . شما فعلا بايد روى قرآن بحث كنيد و من بىميل هم نيستم ، بالأخره مسأله‌اى است كه ما روى آن غرض خاصى نداريم ، اگر رفقا مصلحت مىدانند كه روى خود مسألهء روح هم به طور كلى بحثى كنيم بحث مىكنيم . در كتاب ذرهء بىانتها گواينكه از نظر خود آقاى مهندس بازرگان بحثشان ادامهء بحثهاى راه طى شده است ، ولى از نظر ما به كلى غير از آن بحثهاست و بحث بسيار صحيحى است . از نظر ما اين بحث ، صد در صد بحث صحيحى است و رد نظريه‌اى است كه ايشان در راه طى شده داده‌اند و ما بعد روى اين قضيه بحث خواهيم كرد و مطلب درست همان است . اين كه ايشان در آنجا اينهمه روى كلمهء « امر » در قرآن تكيه كرده‌اند ، اگر غير از آقاى مهندس بازرگان مىبود مىگفتيم حتما حرفهاى ديگران را كه در چندين صد سال پيش گفته‌اند ، از كتابهاى ديگران برداشته‌اند در كتاب خودشان نقل كرده‌اند ، ولى چون مىدانيم كه [ استنباط ] ايشان با مراجعه به كتابهاى ديگر نبوده ، از نظر من واقعا خيلى قابل تحسين بود كه چيزى را كه ديگران بعد از سالها دقت و مطالعه از قرآن استنباط كرده‌اند ، عين همان استنباط را ايشان كرده‌اند ، البته با يك اختلافات جزئى كه عرض مىكنم . ايشان تعبير مىكنند كه قبلا عالم را با دو عنصر توجيه مىكردند و با دو عنصر جهان را نمىشود توجيه كرد ، عنصر ديگرى [ نيز لازم است ] . يك تصحيح مختصر بايد كرد كه آن چيزى را كه خودشان امر يا روح مىنامند ، به صورت يك عنصر در عرض اين دو عنصر ( كه اين سه تا بخواهند با همديگر تركيب شوند ) نمىشود تصوير كرد . البته آن هم تعبير است ، نه اينكه سه چيز با يكديگر تركيب مىشوند و از مجموع مركّب يك شىء درست مىشود ، يك چيزى است كه بهترين تعبير از تعبيرات امروزى تعبير « بعد » است : يك بعد ديگر . فرق است بين اينكه بگوييم روح بعد ديگرى است از انسان و اينكه بگوييم يك عنصر ديگرى است از عناصر كه [ انسان ] از مجموع عناصر تركيب شده است . ابعاد با يكديگر تركيب نمىشوند ، ابعاد جهات مختلف يك شخصيت‌اند ، ولى عناصر را معمولا ما در جايى مىگوييم كه اينها يك واقعيت جدايى از همديگر دارند و بعد مىآيند با همديگر تركيب مىشوند و مركّب به وجود مىآورند . ابعاد ، شخصيت جدا از هم ندارند ، نه اينكه قبلا شخصيت جدايى داشته‌اند ، هر بعد قبلا وجود داشته ، بعد آمده‌اند با همديگر تركيب شده و ضميمه شده‌اند و يك مركّب