تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
دكتر . . . ذكر كردند كه من از زبان ايشان مىگويم : در مجازات تكوينى اگر ما مجازات مىگوييم ، البته لفظ آن با لفظ مجازاتهاى اجتماعى يكى است ولى ماهيتش دوتاست . كسى كه در اثر يك هرزگى پنج دقيقه‌اى دچار بيماريهاى سفليس و نظير آن مىشود و بعد تا آخر عمر دامن‌گيرش مىشود و احيانا در نسلش هم تا چند نسل ادامه پيدا مىكند ، ما به آن مىگوييم مجازات . در اين طور موارد عرض كرديم جاى اين حرف نيست كه كسى بگويد تناسب [ وجود ندارد ] ، چون آن را براى اين وضع نكرده‌اند كه شما بگوييد حالا كه براى اين وضع كرده‌اند مىخواستند كمترش را وضع كنند . آن [ مجازات ] نتيجهء قهرى و جبرى اين [ عمل ] است ، يعنى اين راهى است كه نهايتش آن است . شما نمىتوانيد به خدا اعتراض كنيد كه اين راهى كه من همين طور از اين طرف در پيش مىگيرم و آخرش منتهى مىشود به مثلا افغانستان ، تو يك كارى بكن كه من از اين راه بروم ولى به افغانستان نرسم . اين محال است . شما مىتوانيد مثلا بگوييد كه اى كاش من نبودم ، عالمى نبود ، اما نمىتوانيد بگوييد كه اى كاش من بودم ، عالم هم مىبود ، راه هم مىبود و من هم از اين طرف مىرفتم ولى به افغانستان نمىرسيدم . چنين چيزى محال است . من مىخواهم امسال بروم مكه ، ولى به قول سعدى به طرف تركستان راه مىافتم . حال چه عيبى داشت خدا چنين درست مىكرد كه من به طرف تركستان مىرفتم ولى به كعبه مىرسيدم ؟ اين محال است . شما اگر مىتوانيد ، بگوييد اى كاش عالمى نمىبود ، منى نمىبودم ، راهى نمىبود ، كعبه‌اى نمىبود ، تركستانى نمىبود ، نه اينكه اينها همه همين طورى كه هستند باشند و من هم از اين راه بروم ولى به آنجا نرسم . از آن راه رفتن نهايتش اين است ، محال است غير از اين باشد ، اين توهّم ماست كه ما از اينجا برويم و به آن نتيجه نرسيم . چون آن راهها را خيلى واضح مىبينيم ، شما هيچ وقت عوامترين عوام را پيدا نمىكنيد كه دعا كند خدايا من از اينجا مىروم به طرف شمال ولى [ تو كارى كن كه ] به مازندران نرسم ، ولى چون راههاى ديگر جنبهء راه بودنش بر مردم مخفى است ، اين است كه اين توقعات را مىكنند كه از اين راه بروند ولى به نتيجه و نهايتش نرسند . پس مسأله اين نيست كه چيزى را وضع كرده باشند . آن وقت وظيفهء يك نفر عالم يا هادى و پيغمبر اعلام است ، اعلام مىكند كه از اين راه نرو كه طبعا و قهرا به آن نتيجه مىرسى ، و خداى ارحم الرّاحمين با اينكه ارحم الرّاحمين است و رحمتش هم غير متناهى است ، مع ذلك تبديل نمىكند ، چون اصلا محال است ، يعنى يك تصور غلط