چيز ديگرى بوده ، در اين دنيا هم همين حالت هست . ما شبيه آن را در اين دنيا و در بدن انسان چيزى نمىبينيم . خودتان مثل مىزنيد كه او اعضايى دارد كه به دردش نمىخورد و بعد به كارش مىآيد ، اما ما در اين دنيا تمام اعضاى بدنمان به كار مىافتد و همهء آنها هم مصرف و فلسفهاى دارند و شايد از اين هم استفادههايى استدلالى براى وجود خدا و هدف و نقشه و طرح داشتن خلقت مىكنيم . بنابراين ، اين تشبيه را چگونه كامل مىكنيد كه مىگوييد مىتوانيم اين نتيجه را بگيريم كه در آينده يك مقدار از اعضاء و جوارح ، احتياجات و نيازهاى روحىمان را مىخواهد تأمين كند .
اما مسألهء سومى كه آقاى مهندس بازرگان سؤال كردند و آقاى مطهرى جواب دادند و خودشان هم در كتاب راه طى شده يك مقدار جوابش را دادهاند ، مسألهء تناسب بين مجازات و اعمال بود كه آقاى مطهرى جوابى دادند كه در كتاب عدل الهى به تفصيل بيان كردهاند . آن جواب هم به نظر بنده قانعكننده نيست . ايشان گفتند اين مجازاتها يا براى عبرت ديگران است يا براى تشفّى افرادى كه صدمه ديدهاند و چون اين هر دو نمىتواند در دستگاه خلقت و خداوند معنى داشته باشد ، پس هيچكدام از اينها نيست و اصلا اين قياس ما كه مىگوييم مجازات در دنيا بايد تناسبى داشته باشد ، ناشى از اشتباهى است كه مىكنيم و الّا اين مسأله به كلى مسألهء ديگرى است و به تكوينيات ارتباط پيدا مىكند . بعد مثلى زده بودند كه وقتى ما به كسى مىگوييم به كنار دره نزديك نشو ، اگر نزديك شوى مىافتى و از بين مىروى ، اين ممكن است خيرهسرى كند و برود و بعد سقوط كند ، آن وقت به ما اعتراض كنند كه اين مجازات در مقابل اين خيرگى مختصر نامعقول است ، اقلا مىخواستى 2 متر بيفتد ، چرا 70 متر مىافتد تا سرش به كلى بشكند ؟ به نظر من اين مثل درست نيست . اينجا به اين علت به نظر ما درست مىآيد كه سازندهء دره با قانونگذارى كه مىگويد شما نزديك دره نشو دو تا هستند . آن اولى طبيعت يا خدايى است كه درهاى را خلق كرده و اين يكى بشر يا پدر و مادرى است كه مىگويد به اين دره نزديك نشو ، و الّا اگر هر دوشان يكى بودند ايراد وارد بود ، به او مىگفتند به چه مناسبت اگر اين فرد يك قدم جلو رفت بايد نابود شود ، مىخواستيد حد اقل ارتفاع كمترى بگذاريد ، و به همين علت هم هست كه امروز طرحهاى ايمنى جواب اينها را مىدهد . اما در اين حالت كه خالق خداست ، به چه مناسبت كسى كه چند سالى احيانا در دنيا گناه مىكند ، بايد تا ابد مجازات شود ؟ حالا پاداش را مىگوييم جود و بخشش خداست ، قابل ايراد هم نيست ، نمىخواهيم كمتر هم باشد ، همانى كه هست باشد اما در مجازاتش اين ايراد را مىتوانيم بگيريم .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 696
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٩٦