تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
از اين جور تعبيرات خيلى زياد است . منكرين زمان پيغمبر هم نسبت به قصهء حشر انسان از قبرها بوده كه اعتراض مىكردند ، يعنى اين را يك امر ناشدنى و به قول كسروى « نيارستنى » تلقى مىكردند . قرآن هم با تكيه به قدرت خدا يا با تكيه به نظام موجود ( كه نظام موت و حيات است و مرده‌ها دائما بر روى اين زمين زنده مىشوند ) يا با تكيه به خلقت اوّلى ( كه برگرداندن بعدى از ايجاد ابتدايى مهمتر نيست ) و يا با اين نوع استدلال كه ما كه آفريديم مگر عبث آفريديم ؟ به آنها جواب مىدهد . پس يك مسأله كه ما داريم مسألهء قيامت كبرى است .

فاصلهء مردن تا قيامت

قبل از آنكه ما راجع به قيامت كبرى صحبت كنيم ، يك مسأله را بايد رسيدگى كنيم و آن اين است : در فاصلهء مردن تا آن قيامت ، از مردنى كه امروز ما مىميريم يا اشخاصى در گذشته مرده‌اند تا قيامت كه معلوم نيست چقدر طول خواهد كشيد و شايد ميلياردها سال طول بكشد ، شايد هم مثلا هزار سال ديگر تمام بشود - كه ما عرض كرديم مجهول است و نمىدانيم كى هست - در اين فاصله وضع چيست ؟ از قرآن چه استفاده مىشود ؟ آيا در اين فاصله آن كسى كه مرده ، ديگر واقعا مرده ، همين طورى كه ما به حسب زندگى حسى دنيايى مىگوييم ؟ يعنى مثل اين است كه در يك خواب خيلى عميقى فرو رفته و عميق‌تر از آن در يك سكوت مطلق و در يك بىخبرى مطلق فرو مىرود و هست تا در قيامت محشور شود يا نه ، در فاصلهء اين مردن تا قيامت هم يك وضعى دارد كه آن وضع هم باز نوعى زندگى است ؟ قرآن چه مىكند ؟ آيا در اينجا سكوت كرده است يا نظرى دارد و اگر نظرى دارد نظرش چيست ؟ مسلّم وضع فاصلهء مردن تا قيامت را اگر ما بدانيم ، خودش اولا جزء عوالم بعد از مرگ است و ثانيا تا اندازهء زيادى مىتواند قرينه باشد براى وضع خود قيامت كه بعد ببينيم قيامت چيست . طبعا اين مسأله پيش مىآيد كه از نظر قرآن تفسير مردن چيست ؟ اگر ما باشيم و همين اطلاعات ظاهر و محسوسى كه دربارهء انسانها داريم يا اطلاعاتى كه يك پزشك دربارهء انسان دارد ، [ مردن مساوى است با فساد و تباهى ] ، انسان مىميرد ، يعنى يك دستگاهى كه كار مىكند ، دستگاه سالمى است و گاهى معيوب مىشود ، اصلاحش مىكنند به كار خودش ادامه مىدهد ، يك وقت اين دستگاه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 644 | مرتضى مطهرى