تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
است [ آزمايش مىكند و مىبيند ] ، چون تمام اعمال انسان از نظر قرآن پيش فرستاده‌هاست ، يعنى عمل انسان قبل از خود انسان مىرود و به دنيايى ديگر ، بعد خود انسان واقعا مىرود و به عمل خودش ملحق مىشود . « هُنالِكَ تَبْلوا كُلُّ نَفْسٍ ما اسْلَفَتْ » هر نفسى هر چه را كه پيش فرستاده است آنجا به آن مىرسد و آزمايش مىكند يعنى حقيقت عمل خودش را آنجا در مىيابد «
وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ
» ( قابل توصيف نيست كه اين كلمهء
مَوْلاهُمُ الْحَقِّ
دربارهء خدا چه تعبير عجيبى است ! ) بازگردانده مىشوند به سوى خدا آن مولاى حقيقى خودشان ، مولاى راستين خودشان . نه اينكه انسان هر چيزى را در دنيا كه دنبالش مىرود او را پرستش مىكند او را مولاى خودش گرفته است و او را اطاعت مىكند ؟ حد اقل اين است كه انسان شهوت خودش را اطاعت مىكند ، غضب خودش را اطاعت مىكند . هر چه انسان در دنيا آزاد باشد بالاخره از چيزى اطاعت مىكند و لو آن چيز يك غريزه از غرائز خودش باشد . در آنجا قرآن مىگويد كه انسان مىفهمد تمام اين مولاها پوچ و بيهوده بوده ، به سوى مولاى حقيقى و واقعى بازگشت مىكند ( اين تعبيراتى كه من مىكنم اصلا نمىتواند اين را برساند ) .
وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ
آنچنان مجسم مىكند كه هر چه كه انسان در دنيا غير از خدا مىديده است همه اوهام بوده ، همه پوچ بوده ، همه افترا بوده ، همه دروغ بوده است ، انسان به يك « راست » مىرسد كه مىفهمد هر چه كه قبلا مىديده درست مثل خواب بوده . غرضم اين جهت است كه اصلا خود اين لفظ قطع نظر از معنايش [ نمىتواند ساخته يك مرد امّى باشد ] . يك مرد امّى ( 1 ) بىسواد بىخبر بىاطلاع كه بايد در خرافه‌ها و اوهامى بسر برد كه اسباب مضحكه براى ما باشد ، مىبينيم يكى از منطقهايى كه در كتابش به كار برده اين است : هر كسى هر عملى كه انجام مىدهد نفس آن عمل باقى است . اصلا قرآن هميشه مىگويد خود عمل باقى است ، بعد علماء كه آمدند چون نمىتوانستند اين را هضم كنند كه خود عمل باقى است يعنى چه - من كه امروز نماز مىخوانم نماز من باقى است ، آدم نمىتواند باور كند - گفتند پس مقصود اين است كه
هامش
( 1 ) . يعنى بايد گفت يك مرد دهاتى ، گرچه دهاتيهاى ما امروز آنجورها امّى نيستند . الآن هر دهى از دهات خودمان را در نظر بگيريم فرهنگ و تمدنش از مكهء آن وقت بيشتر است . پيغمبر از نظر محيط زندگى از يك دهاتى خيلى پايين‌تر است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 538 | مرتضى مطهرى