تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤

قرآن و تعابير شاعرانه

تكرار مىكنم - و بعد تشريح مىكنيم - كه اين خصوصيت در زيبايى قرآن هست كه با اينكه فصاحت را به منتها درجه رسانده است از هر نوع تعبير شاعرانه‌اى كه بوى كذب در آن باشد پرهيز كرده است . مثلا در شعرها داريم : يا رب چه چشمه‌اى است محبت كه من از آن * يك قطره آب خوردم و دريا گريستم طوفان نوح زنده شد از آب چشم من * با آنكه در غمت به مدارا گريستم اين از نظر شعرى خيلى زيباست اما خيلى هم دروغ است ، از نظر واقعيت خيلى دروغ است . يك قطره آب خوردم يك دريا گريستم ! وقتى انسان زير ذره‌بين واقع‌بينى مىبيند كه يك بشرى كه همه طول قدش يك متر و هشتاد سانتىمتر و عرضش نيم متر و وزنش هشتاد كيلوست ، مىگويد من يك دريا اشك ريختم كه چشمش وقتى به دريا بيفتد هول مىكند كه به طرف دريا نزديك بشود [ مىفهمد كه اين سخن دروغ است ] . به دريا هم قناعت نمىكند : طوفان نوح زنده شد از آب چشم من * با آنكه در غمت به مدارا گريستم وقتى انسان زير ذره‌بين واقعى مىگذارد مىبيند چقدر مزخرف است ! آخر چقدر آدم بايد چرند حرف زده باشد ، ولى وقتى كه از جنبهء زيبايى نگاه مىكند مىبيند واقعا زيبا گفته . در قرآن بويى از اين تعبيرات نيست .

قرآن و تشبيهات

[ اما ] تشبيهات . اصلا سخن را اغلب تشبيه زيبا مىكند ، و علت اينكه زيبا مىكند اين است كه وقتى مطلبى را تشبيه مىكنند به مطلب ديگرى ، دو چيز را قرين