تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
حضور من خواب كردند ، بعد از من پرسيدند كه از او چه جوابى مىخواهى ؟ من گفتم كه او را بفرستيد تهران . بچه جواب داد كه الآن تهران هستم ، مثلا ميدان توپخانه . گفتيم اينجا را شرح بده . بچه‌اى كه هرگز به ايران نيامده بود تمام آن را شرح داد ، آنجا اينجور است ، يك خيابان اين طرف است يك خيابان آن طرف ، ساختمان اينجور ، مجسمه اينجور و خصوصيات ديگر . ( گفت تا اينجا براى ما خيلى عجيب نبود يعنى مىتوانستيم يك توجيهى بكنيم ؛ و مىگفت بعد وقتى من براى بعضى از ماترياليستها گفتم همين‌طور توجيه مىكردند ، البته توجيه به معنى احتمال نه توجيه علمى ، كه شايد آن عامل ، فكر تو را مىخوانده چون تو كه مىدانى تهران چگونه است ، او فكر تو را جذب مىكرد بعد پس مىداد به اين بچه ، پس اين بچه وضع تهران را مىتوانست بفهمد از طريق تو ) . گفت بعد كجا ؟ گفتم بفرستيدش ميدان ژاله رفت ميدان ژاله . گفتيم آنجا را توصيف كن . همين جور توصيف كرد كه واقعا ميدان ژاله بود . گفت ديگر كجا ؟ گفتيم بفرست چهارصد دستگاه . رفت چهارصد دستگاه . باز همين جور تشريح كرد كه چهارصد دستگاه بود . تا فرستاديم خانهء خودمان . خانه را همانطور تشريح كرد كه بود . رفت داخل خانه . گفتيم حالا چى مىبينى ؟ گفت پله را اينجور رفتيم بالا و اين طرف يك اتاق است و آن طرف يك اتاق ، و اتاقى را نشان داد كه آنجا يك خانمى است كه الآن خوابيده ( ساعت در حدود سه بعد از ظهر بوده ) . نشانيهايى داد كه همان نشانيهاى خانم دكتر معين بوده ( مىگفت باز تا اينجا هم كمى قضايا قابل توجيه بود ) . فرستادمش داخل كتابخانه خودم ؛ گفتم آن اتاق روبرو كه مىگويد ، بگوييد برود در آن اتاق بگويد آنجا چيست . آنجا كه رفت بر خلاف آنچه من فكر مىكردم گفت آنجا اتاقى است خالى ، هيچ چيز در آن اتاق نيست ، فقط دوتا تابلو ديده مىشود كه آنها را هم به پشت گذاشته‌اند . من تعجب كردم ؛ كتابخانهء من كه اينجور نيست ! آمدم منزل بلافاصله آن را براى خانمم نوشتم كه در فلان روز ، فلان ساعت وضع خودت را بگو و مخصوصا وضع كتابخانهء من را تشريح كن . جواب نامه به فاصلهء كمتر از يك هفته آمد ، معلوم شد كه در آن روز اينها مىخواسته‌اند اتاقها را پاكيزه يا رنگ كنند و بدون اينكه قبلا از من اجازه گرفته باشند تمام كتابها را از كتابخانه من بيرون برده بودند و آن دو تابلو ، دو تابلوى عكس بوده و اتفاقا فقط همان دو تابلو داخل اتاق بوده است . ديگر اين جهت را حتى من هم نمىدانستم كه بگويم شخص عامل اين را از فكر من گرفته است و دارد به اين بچه انتقال مىدهد ؛ كه وقتى