تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
او اراده مىكند كه بشود و مىشود ، نه اينكه عيسى فقط كارش اين است كه اين مرغ را از گل بسازد و ديگر ارادهء او دخالت ندارد ، نه ، امر خدا به او اين است كه تو اين كار را بكن و بخواه ، ما به تو اين قدرت و اين ارادهء قوى را داده‌ايم كه به موجب آن تو اين كارها را مىكنى . در اينجا دو جور تصوير است : عده‌اى نظريهء اول را پذيرفته‌اند و اسم اين كارها را گذاشته‌اند كار خدايى ، يعنى كارها را تقسيم كرده‌اند ميان خدا و غير خدا ، گفته‌اند كارهاى كوچك كارهاى بنده است و كارهاى بزرگ كار خداست . دميدن و فوت كردن كار بنده است ولى جان دادن كار خداست . عصا را به دريا زدن كار بنده است ولى شكافته شدن دريا و آن وضع ، آن ديگر كار خداست و در قدرت بنده چنين چيزى نيست . و حتى اينها مدعى هستند كه اگر كسى بخواهد چنين كار بزرگى را به يك بنده نسبت بدهد مشرك است چون كار خدا را به يك بنده نسبت داده است . دستهء دوم مىگويند خير ، [ معجزات ] كار پيغمبران است ، هم قرآن دلالت مىكند كه كار اينهاست و هم اعتبارات عقلى ايجاب مىكند كه همين جور بگوييم ، اگر غير از اين بگوييم اصلا اين كار نظامى نخواهد داشت يعنى توجيه علمى نخواهد داشت و مسأله شرك و اين حرفها مطرح نيست ، و اين عين توحيد است ، چون اگر كسى قائل بشود كه بشرى قدرت مستقلى در برابر قدرت خدا دارد ، آن كوچك و بزرگ ندارد ، او مشرك است . اگر شما بگوييد كه عيسى در فوت كردنش قدرت مستقل از قدرت خدا و ارادهء مستقل از ارادهء خدا دارد ، همان را بدون اذن اللّه مىتواند انجام دهد ، شما مشرك هستيد . ولى اگر معتقد باشيد كه عيسى با ارادهء خودش مرده‌اى را زنده مىكند ، در كالبد گلى جان مىدهد ولى اين خداست كه چنين قدرتى به بندهء خودش تفويض كرده است ( 1 ) اين عين توحيد است ، عين قدرت خداوند است ، عين ارادهء خداوند است .

آياتى كه گروه دوم به آنها استناد كرده‌اند

آنهايى كه اين نظريهء دوم را معتقد هستند ، به آيات قرآن استناد مىكنند و
هامش
( 1 ) . الآن هم كه تفويض كرده ، تفويض الهى معنايش اين نيست كه ببخشد و خودش برود كنار ، الآن هم باز با ارادهء خداوند است كه ارادهء او مىچرخد ولى خداوند از مجراى ارادهء او اين كار را مىكند .