تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
اثرى از آنچه كه معنى واقعى نبوت را بيان كند نشان بدهند . البته ما آيات قرآن در مسألهء نبوت را مىخوانيم و بايد هم بخوانيم . شما مخصوصا برويد مطالعه بفرماييد و جلسهء ديگر كاملا از روى مطالعه بياييد بگوييد تا ببينيد يك حرف حسابى پيدا مىكنيد يا پيدا نمىكنيد . چه در نبوت ، چه در توحيد و چه در معاد ، اين كتاب يك كلمه درست ندارد . در نبوت يك اساس باطلى است كه هر كسى نگاه كند اعتقادش به نبوت [ سست مىشود ] اگر فكر كند ، مگر كسى مجذوب باشد و بخواهد بخواند و نخواهد فكر كند ، و الا اگر كسى بخواهد از روى آزاد فكرى مطالعه كند ، اساس نبوت را متزلزل مىبيند ، اساس توحيد را هم متزلزل مىبيند ، اساس معاد را هم متزلزل مىبيند ، و ما كه نبايد به خاطر حب و بغض ، يك چيزى را كه با اصول دين سر و كار دارد اغماض كنيم . - در قسمت اول ، بنده طرفدار ويليام جيمز نيستم كه بگويم حقايق چيزهايى هستند كه مفيدند ، آن بحث را مىدانم ولى عرض كردم كه اينجور بايد طرح كنيم ، حالا شما با طرحش مخالفيد چيزى ديگرى است . پاسخ : من مخالف نيستم ، من عرض كردم يك وقت كسى به عنوان « آيات » وارد اينها مىشود ، خيلى درست هم هست ، اما يك كسى مىخواهد از همين آثار عادى و طبيعى استدلال كند ، استدلال از راه اثر ، كه گفتم « برهان انّى » ناميده مىشود . آن ، حرف بسيار درستى هست . اصلا عموم مردم كه تا حالا به پيغمبران معتقد شده‌اند ، از راه آثارشان معتقد شده‌اند . در اين كه ما بحث نداريم ، ولى ما در بحث « معجزات » وارد آن مىشويم . اين يك بحث علىحده‌اى بود كه ما كرديم . بنده عرض كردم اگر بخواهد از راه آثار وارد شود اين آثارى كه اينجا ذكر شده دلالت نمىكند ، يعنى اگر ما اينها را بخواهيم ملاك قرار بدهيم اصلا بر صدق انبياء دلالت ندارد . - منظورم اين بود كه آن طرز استدلال را ما معتقديم از آن طريق شروع بكنيم اما آن كسى كه شروع مىكند بايد دليل بياورد . ممكن است كسى ثابت كند فلان نوع حكومت يا فلان رژيم يك محاسنى دارد و يك معايبى ، بنا بر اين آن افرادى كه از فوائد و محاسنش مىخواهند حقانيتش را ثابت كنند اشتباه كنند . اما استدلال‌كننده بايد قوى باشد و ثابت كند معايبى ندارد . شما فرض كرديد يك استدلالى را كه بر ناحق است كسى مىخواهد بيان كند ، طبيعى است يك موارد ضعف دارد و يك موارد قوّت ،