مىجهيد بالا مثل قورباغه ، اگر اينطور بخواهيم فرض كنيم به هزار راه حل ديگر مىرويم و هيچ وقت به نتيجه نمىرسيم . بنده مىگويم كه اول ثابت نكنيم كه بشر بايد نبى داشته باشد ، نياييم در اين بحث ، نمىتوانيم در اين بحث پيش برويم ، بياييم ببينيم انبياء كه آمدند و يك حقيقتى است در تاريخ ، چه كردند ؟ خودشان چه جور بودند ؟ چه خواص و مشخصات و مزايا و چه تمايزى با ساير نوابغ ، رهبران فكرى ، افراد عادى داشتند و چه آثارى گذاشتهاند ؟ و روى مطالعه اينها آن وقت خود به خود نيازش هم تأمين مىشود . همان طورى كه خودتان اشاره فرموديد از فايده به نياز برويم ، از نياز به فايده نرويم . اين عرض بنده بود و اشاره كردم مثل آن بحثى است كه آقاى مهندس بازرگان در كتاب راه طى شده دارد . شما كتاب راه طى شده را آمديد اينجا رد كرديد در حالى كه مؤلف كتاب به عنوان دفاع از خودش نيامد ، حتى مطالبش را هم بيان نكرده ، مثل محاكمه غيابى شد كه نسبت به آقاى دكتر سحابى در اين جلسه كرديم ، قبل از اينكه خودشان در اين جلسه تزشان را طرح كنند ما ردش كرديم و به همين دليل هم راهمان درست نبود و از خودشان خواهش كرديم آمدند اول تز خودشان را گفتند و دفاع كردند ، مسألهء جالبى در آمد . من اگر مىدانستم شما مىخواهيد انتقاد به گفتهء نگفتهشدهء اينجا بكنيد مىرفتم خودم را مجهز مىكردم حد اقل من از آن دفاع كنم ، در حالى كه شما تمام جهات منفى آن را بدون اينكه دلايل را ذكر كنيد ، يا باشد كه بعدا دفاع كند ، بيان كرديد . حالا اگر قسمتهاى منفى را گفتيد ان شاء الله جلسات ديگر قسمتهاى مثبتش را مىگوييد ، اما اگر اينجور نباشد از مجموع دو جلسه ما المانهاى منفى نبوت را همه ياد گرفتيم و چيز مثبت گيرمان نيامد .
جواب : اولا راهى كه فرموديد از فايده به نياز برسيم ، راه غلطى است ، چرا ؟ براى اينكه خيلى چيزها فايدههايى بر وجودشان مترتب است ولى اينها جاى چيزهايى را اشغال كردهاند كه اگر آنها مىبودند فوائد خيلى بيشترى مترتب مىشد . به عنوان نمونه ، افرادى مىآيند يك پستى را ، يك مقامى را ، يك حكومتى را اشغال مىكنند ، جلوى يك جريان بسيار صحيح منطقى و عميقى را مىگيرند ، بعد واقعا هم يك كارهاى مفيدى انجام مىدهند و آن كارها را هميشه نشان مىدهند و واقعا هم اين آثار آثار خوبى است ، بعد مىگوييد پس به دليل اينكه اين كارهاى خوب را اينها انجام دادند معلوم مىشود كه نيازى هم بوده و صحيح هم بوده و به حق هم بودهاند ، در صورتى كه اين درست عكس آن چيزى است كه شما داريد مىگوييد ، و اگر نبودند و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 388
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٨٨