تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
دارد ، و بعضى افراد ديگر . بعضى از افراد خواسته‌اند كه تمام اين تعبيرات ، وحى از جانب خدا و نزول فرشته و سخن خدا و قانون آسمانى و همه اينها را يك نوع تعبيرات بدانند ، تعبيرات مجازى كه با مردم عوام جز با اين تعبيرات نمىشد صحبت كرد . مىگويند پيغمبر يك نابغهء اجتماعى است ولى يك نابغهء خير خواه . يك نابغهء اجتماعى كه اين نبوغ را خداوند به او داده است در جامعه‌اى پيدا مىشود ، اوضاع جامعه خودش را مىبيند ، بدبختىهاى مردم را مىبيند ، فسادها را مىبيند ، همهء اينها را درك مىكند و متأثر مىشود و بعد فكر مىكند كه اوضاع اين مردم را تغيير بدهد . با نبوغى كه دارد يك راه صحيح جديدى براى مردم بيان مىكند . مىگوييم پس وحى يعنى چه ؟ روح الامين و روح القدس يعنى چه ؟ مىگويد روح القدس همان روح باطن خودش است ، عمق روح خودش است كه به او الهام مىكند ، از باطن خود الهام مىگيرد نه از جاى ديگرى . چون از عمق روحش اين انديشه‌ها مىآيد به سطح روحش ، مىگوييم پس روح الامين اينها را آورده و چون سر سلسلهء همه كارها خداست و همه چيز به دست خداست ، پس خدا فرستاده ، چون هر كارى تا خدا نخواهد كه نمىشود . پس معنى وحى اين است كه از عمق انديشهء خود پيغمبر سرچشمه مىگيرد و مىآيد به سطح انديشه‌اش . مىگوييم ملائكه يعنى چه ؟ مىگويد ملائكه يعنى همين قواى طبيعت ، ملائكه عبارت است از قوايى كه در طبيعت وجود دارد ، و چون خدا اين قوا را استخدام مىكند بنابراين ملائكه در اختيار او هستند . پس دين يعنى چه ؟ مىگويد چون اين قوانينى كه او وضع كرده است واقعا قوانين صحيح و صالحى است و براى سعادت اجتماع مفيد است پس دين است ، از جانب خداست و ما چيز ديگرى نمىخواهيم . خلاصه تمام آنچه كه در باب رابطه پيغمبر با خدا ، گرفتن دستور از خدا ، وحى ، نزول فرشته و اينجور چيزها گفته مىشود تمام اينها را تقريبا توجيه و تأويل مىكنند به همين جريانهاى عادىاى كه در افراد بشر هست ، منتها افراد استثنايى و افراد نابغهء بشرى . در واقع اينكه ما وراء فكر و مغز و روح انسان حقيقتى باشد و او از آن ما وراء تلقى كرده باشد - حالا به هر نحو و به هر شكل - اينها را نمىخواهند قبول كنند و اصلا هيچ جنبهء غير عادى را نمىخواهند بپذيرند . اين هم يك جور نظريه است .