تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
جوانى هست چرا پيرى در كنارش وجود دارد ؟ فقرها چرا وجود دارند ، ظلمها و بيدادگريها چرا وجود دارند ، جهلها و نادانيها چرا وجود دارند ؟ انواع بديها و بىنظمىها و بىحسابىهايى كه در كار عالم مىبينيم ، چه آنچه كه در زندگى انسانها وجود دارد و چه آنچه كه در زندگى غير انسانها ( در حيوانها و در چيزهايى كه انسانها مسئول آن نيستند ) مىبينيم ، مثلا اين زلزله‌ها چرا وجود دارند ؟ اگر اين عالم روى نظم و حسابى بايد اداره بشود ، براى چيست كه ناگهان زلزله‌اى پيدا مىشود و ولايتى را خراب مىكند و اينهمه افراد بىتقصير بىگناه را زير آوار مىبرد ؟ چرا يك‌دفعه وبايى پيدا مىشود و ديگر صغير و كبير و پير و جوان و بىتقصير و با تقصير را از پيش درو مىكند و مىبرد ؟ بلكه به طور كلى موجودات عالم از نظر روزىخوارى بلاتكليف هستند ، روزىخوار در دنيا آفريده شده است و حال آنكه روزى به قدر كفايت وجود ندارد . چون روزى به قدر كفايت وجود ندارد ، نظامى كه به وجود آمده است نظام درندگى و تنازع بقاست ، حيوانات خودشان همديگر را مىخورند ، جاندارها كه همه بايد خودشان روزى داشته باشند ، چون روزىشان كمتر از مقدار [ لازم ] است ، خودشان همديگر را مىخورند و علت اينكه اين تعداد از موجودات در دنيا باقى مانده‌اند ، كمى روزى است و اگر روزى به قدر كافى در دنيا وجود مىداشت ، تعداد آنچه كه خلق مىشدند و به وجود مىآمدند سر به فلك مىزد . اين اشكال خيلى معروفى است كه بيش از اين هم مىشود در اطراف آن شرح و بسط داد و خيلى هم در اين زمينه گفته شده است . از قديم و جديد ، شعرا و ادبا و غير اينها به صورت اعتراض يا به صورت جدى و شوخى ، هرطور بوده است به شكلهاى مختلفى در اين زمينه شعرها گفته‌اند و حرفها زده‌اند ( 1 ) . اين است صورت اشكال . اين اشكال به شكلهاى مختلفى طرح شده است و مخصوصا اروپاييها ( هر جا كه ما در گفته‌هاى آنها ديده‌ايم ) اين اشكال خير و شر ، اشكال شرور و مصائب و بديها را در
هامش
( 1 ) . در حدود سى چهل سال پيش ، يك شاعر شيرازى به نام بهمنى اشعار خيلى شيرينى در اين زمينه گفته بود در قالب قطعه‌اى تحت عنوان « اعتراض به خلقت » . گويا اين اشعار در يك انجمن ادبى مطرح بوده است . سرهنگ اخگر - كه يك وقت وكيل مجلس شوراى ملى بود - اولا خودش منظومه‌اى در جواب او گفته بود و بعد هم شعرهاى او را به مسابقه گذاشته بود . تقريبا از تمام ايران نويسنده‌ها و شخصيتهاى آن وقت به او جواب داده بودند . جوابها هم اغلب جواب حسابى نبود . تمام اين جوابها به صورت كتابى به نام « اسرار خلقت » در آمده و همان وقت هم چاپ شده است كه موجود است .