تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
است ، به طورى كه با يك تصاعد هندسى بالا مىرود ( دو نفر مىشود حد اقل چهار نفر ، چهار نفر مىشود هشت نفر ، هشت نفر مىشود شانزده نفر ) و با اين تصاعدى كه جمعيت بالا مىرود ، مواد غذايى زمين ( هر اندازه كه بخواهند تهيه كنند ) هرگز وافى به جمعيت نيست . بعد او آمد گفت كه هميشه اين توازن و تعادل را ميان افراد بشر و مواد غذايى موجود ، قحطيها ، جنگها ، مرضهاى مسرى و . . . ايجاد مىكنند ، اگر اينها نباشند ، اصلا بشر از گرسنگى مىميرد . بعد هم پيشنهاد كرد كه از تكثير اولاد جلوگيرى بشود براى اينكه مواد زمين كافى باشد . داروين از اينجا يك برقى در مغزش پيدا شد كه اين [ امر ] اختصاص به انسان ندارد ، مربوط به اين است كه قوهء تكثير اولاد در انسان زياد است ، خوب در همهء حيوانات زياد است ، مواد غذايى و احتياجاتى كه در طبيعت هست ، به اين اندازه‌اى كه قدرت توليد در طبيعت هست وافى نيست ، مسكن و ساير احتياجات هم كافى نيست . ( حتى او موضوع انتخاب جنسى را هم پيش كشيد كه البته مىگويند در مقابل عامل غذا يك عامل ضعيفى است ) . در حيوانات هم همين طور است . از اينجا متوجه عامل « تنازع بقا » در طبيعت شد ، گفت از باب اينكه مواد غذايى وافى بر روى زمين براى حيوانات وجود ندارد ، خواه ناخواه مجبورند كه هميشه در يك كشمكش و تنازع دائم زندگى كنند ( تنازع ميان افراد يك نوع با افراد نوع ديگر و احيانا تنازع ميان افراد يك نوع ) . در اين تنازع ، خواه ناخواه آن كه قويتر و نيرومندتر است غالب مىشود و باقى مىماند و آن كه ضعيفتر است يا كشته مىشود يا غذا به او نمىرسد و مىميرد .

انتقال خصوصيات ممتاز از طريق وراثت

ضمنا متوجه يك اصل ديگرى شد و آن اصل اين است : بچه‌هاى حيوانات كه به دنيا مىآيند ، « يك قالب » و « يك ريخت » از يك پدر و مادر متولد نمىشوند مثل جنسهايى كه از كارخانه‌ها صادر مىشود ، مثلا اگر بلورسازى استكان به وجود مىآورد ، تمام استكانها صد در صد يك جور است ، حيوانات اين طور نيستند ، از باب اينكه علل و شرايط زيادى در تكوّن فرزندان آنها دخالت دارد . حيوانهايى كه از يك پدر و مادر به وجود مىآيند ، از همان نوع هستند اما خصايص فردى خيلى فرق